آب‌نبات پسته‌ای

نویسنده: مهرداد صدقی

ناشر: کتاب چرخ فلک

سال نشر: 1395

تعداد صفحه: 352

آریشگر چنان موهایم را ماشین می‌کرد که انگار در دید او لذتی که در کچل کردن دیگران هست، در انتقام گرفتن نیست. کارش که تمام شد به این نتیجه رسیدم که متاسفانه جمجمه بچه حلال‌زاده به دایی‌اش می‌رود. احساس کردم این آه دایی است که مرا گرفته! به «دامبو» شدن او خندیدم؛ اما حالا خودم شبیه «جیمبو» شده بودم. احتمالا موقع عروسی ملیحه، قوم و خویش‌های طرف داماد با دیدن من و دایی فکر می‌کنند با دار و دسته «نخستین‌ها» وصلت کرده‌اند.