13 حکایت شیرین از طهران 2 با سیدی
- نوشته فرزانه نیکروح متین
- ناشر سیزده
یک روز به مختارالسلطنه خبر رسید که نرخ ماست در تهران سر به فلک زده است. وقتی اخطارهای او جواب نداد، با لباس مبدل به سراغ ماستفروشان دارالخلافه رفت و وارد مغازهای شد و ماست خواست. یکی از ماستفروشها که مختارالسلطنه را نشناخت از وی پرسید: «چه جور ماستی میخواهی؟» مختارالسلطنه گفت: «مگر چند نوع ماست داریم؟» فروشنده گفت: «معلوم میشود اهل تهران نیستی. دو جور ماست داریم: ماست معمولی و ماست مختارالسلطنه.» مختار با حیرت از فروشنده در مورد خاصیت این دو نوع ماست پرسید و شنید: «ماست معمولی، ماست سفت و چرب است، بدون آن که داخلش آب ریخته باشند و قیمتش گران است. اما ماست مختارالسلطنه ماستی است که نصفش آب است و ما آن را به قیمتی که شخص مختار تعیین کرده، میفروشیم و به همین دلیل نام مختارالسلطنه را بر این ماست گذاشتهایم.» مختارالسلطنه پرسید: «مردم از همه جا بیخبر، این نوع ماست را که شبیه دوغ است، چگونه میخورند؟» فروشنده ادامه داد: «ماست را داخل کیسه میریزند، آویزانش میکنند، یک مدت که بماند آبش خارج و ماست سفت میشود و قابل خوردن.» مختارالسلطنه که تا آن موقع خونسردیاش را حفظ کرده بود بیش از این طاقت نیاورد که مضحکه فروشندگان شود و به فراشان حکومتی دستور داد: ...
- تعداد صفحه
- ۱۸۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۵۱۳۶۵۹
- سال نشر
- ۱۳۹۵


