هملت از زبان مردم کوچه و بازار

نویسنده: شل سیلوراستاین

مترجم: نیاز ساغری

ناشر: کتاب خورشید

سال نشر: 1393

تعداد صفحه: 80

امتیاز ناولر: 0.5 از 1 رای

صدا می‌زنه: هی گرتی... بیا اینجا عزیز جون... این پسر ننرت چه مرگشه؟ من که بهش اتاق، خدمه و امکان تحصیل دادم. اون عوضش قاتل خطابم می‌کنه و بهم تهمت ناروا می‌زنه. حالا ببین! میرم ازش به خاطر تهمت و ناروا شکایت می‌کنم. اما قوانین حقوقیش که هنوز وضع نشده فقط چون شوهرتم، زندگیم رو کرده جهنم فکر می‌کنم دلش می‌خواد سر به تنم نباشد