دچار باید بود
۳.۵ از ۵ · ۱۳ رأی۷۰۴ صفحه
- نوشته مهسا نجفزاده
- ناشر علم نو
امتیاز ندادهاید
موبایل و مانتویی که قصد آویزان کردنش را داشتم، با فریاد ناگهانی و غیرمنتظره محمد، از میان انگشتانم رها شد. فرصتی برای فکر کردن به موبایل و احتمال شکسته شدنش نداشتم. با سریعترین سرعت ممکنه از اتاق بیرون پریدم. ـ پس تو و اون امین کدوم گوری بودید؟...
- تعداد صفحه
- ۷۰۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۶۵۹۹۲۲۹
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.