سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش

Coloriess tsukuru tazaki and his years of pilgrimage

امتیاز نداده‌اید

مرگ، تنها چیزی بود که سوکورو تازاکی از جولای سال دوم دانشگاه تا ژانویه گذشته توانسته بود به آن فکر کند. در این مدت بیست‌ ساله شده بود، اما این نقطه عطف بلوغ برایش معنایی نداشت. شاید طبیعی‌ترین راه‌حل این بود که به زندگی‌اش پایان دهد، و حتا حالا هم نمی‌تواند بگوید چرا این قدم آخر را برنداشت. عبور از دریچه بین مرگ و زندگی به مراتب برایش از بلعیدن تخم مرغ خام لزج ساده‌تر بود. شاید آن موقع دلیل خودکشی نکردنش این بود که نتوانست روشی هم‌خوان با احساسات پاک و شدیدش درباره مرگ پیدا کند. اما روش، در درجه دوم اهمیت قرار داشت. اگر دری که مستقیم به مرگ راهنمایی‌اش می‌کرد در دسترس بود، بدون کمترین فکری بازش می‌کرد، انگار جزئی از زندگی روزمره بود. اما خوشبختانه یا متاسفانه چنین دری هم دستش نبود.

تعداد صفحه
۲۲۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۷۶۹۳۲۹۲
سال نشر
۱۳۹۶
نسخه‌ها
جلد کتاب سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش
جلد کتاب تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش
جلد کتاب تسوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارت او
جلد کتاب تسوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش
جلد کتاب سوکورو تازاکی بی رنگ و سالهای زیارتش
جلد کتاب سفر تنهایی
جلد کتاب Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage
جلد کتاب سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های سرگشتگی
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

حالا چیزی که مانده بود نوعی تسلیم بی صدا بود؛ حس و حالی بی رنگ، خنثی و پوچ.

چیز دیگری که از کار در شرکت آموختم این بود که اکثر مردم هیچ مشکلی با پیروی از دستورات ندارند. عملا از اینکه به آنها گفته شود چه انجام دهند خوشحال می‌گردند. شاید شکایت کنند، اما احساس واقعی‌شان چیز دیگری است. تنها از روی عادت غرولوند می‌کنند. اگر به آنها بگویی باید مستقل فکر کنند و خودشان تصمیم بگیرند و مسئولیت کاری را قبول کنند، می‌بینی هیچ کاری از آنها برنمی‌آید

تا پنج ماه بعد از بازگشت به توکیو، در یک قدمی مرگ زندگی کرد. لبه ی پرتگاهی تاریک، جای کوچکی برای زندگی درست کرده بود-خودش بود و خودش. در نقطه ای خطرناک، آن لب لب تلوتلو می‌خورد؛ اگر در خواب غلت می‌زد، ممکن بود ته این پرتگاه سقوط کند. با این حال وحشت نداشت. فقط به این فکر می‌کرد که سقوط در این پرتگاه چقدر ساده است.