خوشبینها
نویسنده: جمعی ار نویسندگان
مترجم: محمدعلی مهماننوازان
ناشر: علمی و فرهنگی
سال نشر: 1395
تعداد صفحه: 204
کل ماجرایی که میخواهم تعریف کنم، زمانی اتفاق افتاد که من فقط پانزده سال داشتم. سال 1959 بود؛ یعنی همان سالی که پدر و مادرم از هم جدا شدند؛ سالی که پدرم مردی را کشت و به زندان رفت؛ سالی که من خانه و مدرسه را ول کردم، خودم را بزرگتر جا زدم و به ارتش پیوستم و دیگر به خانه برنگشتم. به عبارت دیگر، همان سالی که زندگی همهی ما برای همیشه تغییر کرد و سرانجامی پیدا کرد که حقیقتا تصورش برای ما محال بود.