پدرم

Mon pere et atures textes

۴ از ۵۷۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

آن شب دیر به خانه آمدم. گفتند پدرم مرده است. تصویری به جای مانده از دوران کودکی در برابر چشم‌هایم ظاهر شد، پدرم با شلوارک و پاهای لاغرش، و این به شکلی دردناک درونم را می‌خراشید. ساعت دوی بامدار به خانه‌اش رفتم تا برای آخرین بار ببینمش. گفتند:«توی اتاق است.» به اتاق رفتم. ساعت‌ها بعد، نزدیک صبح، در مسیر بازگشت، خیابان‌های محله نیشان‌تاشی که ۵۰ سال بود در آن زندگی می‌کردم خالی و سرد، و نور ویترین مغازه‌ها دور و بیگانه می‌نمودند.

تعداد صفحه
۷۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۲۷۸۳۵۵۴
سال نشر
۱۳۹۶
نسخه‌ها
جلد کتاب چمدان پدرم (3 گفتار درباره نوشتن)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.