- نوشته اورهان پاموک
- ترجمه بهاره فریسآبادی
- ناشر ققنوس
آن شب دیر به خانه آمدم. گفتند پدرم مرده است. تصویری به جای مانده از دوران کودکی در برابر چشمهایم ظاهر شد، پدرم با شلوارک و پاهای لاغرش، و این به شکلی دردناک درونم را میخراشید. ساعت دوی بامدار به خانهاش رفتم تا برای آخرین بار ببینمش. گفتند:«توی اتاق است.» به اتاق رفتم. ساعتها بعد، نزدیک صبح، در مسیر بازگشت، خیابانهای محله نیشانتاشی که ۵۰ سال بود در آن زندگی میکردم خالی و سرد، و نور ویترین مغازهها دور و بیگانه مینمودند.
- تعداد صفحه
- ۷۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۷۸۳۵۵۴
- سال نشر
- ۱۳۹۶
