شهریور داغ

نویسنده: هدا عرب‌شاهی

ناشر: آفتاب‌کاران

سال نشر: 1397

تعداد صفحه: 176

چند روز پیش مادام ژاکلین گفت که دکتر مهران برای گرفتن عکس پرسنلی به عکاسخانه موسیو روبن رفته و لا به ‌لای حرف‌ها گفته که هنوز هم منتظر است صنم‌بانو او را ببخشد تا خوشبختی را به پایش بریزد. گفتم: «کدام خوشبختی؟ اگر او را ببخشم با این دلی که شکست چه کنم؟ آدم‌ها نمی‌بخشند. بخشش فقط و فقط برازنده خداست و بس. فقط اوست که می‌بخشد. بندگانش حتی اگر بهترین جانشینانش در زمین باشند فوق فوقش بتوانند فراموش کنند. ما فراموش می‌کنیم و فکر می‌کنیم که بخشیده‌ایم، اما بالاخره روزی در جایی باز همان زخم کهنه سر باز می‌کند و دوباره یادمان می‌آورد که هرگز نبخشیده بودیم.»