چیزی که دور گردنت حلقه می‌زند

نویسنده: چیماماندا انگوزی آدیچی

مترجم: سولماز دولت‌زاده

ناشر: آفتاب‌کاران

سال نشر: 1397

تعداد صفحه: 304

اما ما به ندرت از جنگ حرف می‌زدیم. اگر هم حرفی به میان می‌آمد، با چنان ابهام کینه‌توزانه‌ای همراه بود که انگار مهم نبود هنگام حملات هوایی در پناه‌گاه‌های گل‌آلود چمباتمه زده‌ایم، که پس از حمله اجسادی را دفن کرده‌ایم که پوست سوخته‌شان پر از سوراخ و ترکش بوده است، که از گرسنگی پوست کاساوا می‌خوردیم و شکم برآمده از سوء تغذیه کودکان را به نظاره می‌نشستیم. تنها چیز مهم انگار این بود که نجات یافته بودیم. پنداری این بین همه ما نجات‌یافتگان جنگ بیافرا توافقی ضمنی بود.