چیزی که دور گردنت حلقه می‌زند

The thing around your neck

امتیاز نداده‌اید

اما ما به ندرت از جنگ حرف می‌زدیم. اگر هم حرفی به میان می‌آمد، با چنان ابهام کینه‌توزانه‌ای همراه بود که انگار مهم نبود هنگام حملات هوایی در پناه‌گاه‌های گل‌آلود چمباتمه زده‌ایم، که پس از حمله اجسادی را دفن کرده‌ایم که پوست سوخته‌شان پر از سوراخ و ترکش بوده است، که از گرسنگی پوست کاساوا می‌خوردیم و شکم برآمده از سوء تغذیه کودکان را به نظاره می‌نشستیم. تنها چیز مهم انگار این بود که نجات یافته بودیم. پنداری این بین همه ما نجات‌یافتگان جنگ بیافرا توافقی ضمنی بود.

تعداد صفحه
۳۰۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۷۹۹۵۶۵
سال نشر
۱۳۹۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.