آلیوشا
نویسنده: هانری تروایا
مترجم: ایلمیرا دادور
ناشر: خاموش
سال نشر: 1396
تعداد صفحه: 164
وقتی الکسی به دوستان همکلاسی خود فکر میکرد با خود میگفت که کودکی آنان بسیار آرامتر از کودکی او بوده است. آنها مجبور نشده بودند که از دو وطن یکی را انتخاب کنند. آنها بیریشه نشده بودند. او شناور بود و نه پدر،نه مادرش هیچ کدام نمیتوانستند او را درک کنند. آلکسی به یاد سرایدار قبلیشان افتاد که همین دو سال پیش او را «بچه خارجی کثافت» صدا زده بود. چرا؟ چون که او و دوستانش جلوی در خانه سرایدار صحبت کرده بودند. این ناسزا همچون نوک پیکانی در وجود او مانده بود. چه انزجاری در چهره درهم فشرده سرایدار دیده میشد!