جابر میگفت و چند داستان دیگر
نویسنده: میثم فرهمندیان
ناشر: نشر ورا
سال نشر: 1397
تعداد صفحه: 96
کومال جلویمان ایستاده بود. قلاده پاره کرده بود. به جایی آمده بود که هیچگاه حق نداشت وارد شود. سگ بیچاره سر میچرخاند و با آن چشمان مرگبارش به ما خیره شده بود. جوی سرخ خون را بو میکشید. به سوی آشور پارس میکرد. پارسهایش از سر شکم نبود. یا اینکه بخواهد کسی را بترساند. چیز دیگری تحریکش کرده بود. لشهای گوسفندان آویزان در برابرش آونگ گرفته بودند. پارس میکرد. به سوی لشها حمله میکرد. آنها را بو میکشید.