سرزمین شگفت‌انگیز از

نویسنده: فرانک باوم

مترجم: اکبر حسن‌پور

ناشر: نودا

سال نشر: 1397

تعداد صفحه: 304

مرد حلبی توضیح داد: و من مترسک رو به مقام خزانه‌دار سلطنتی خودم منصوب کردم. چون به ذهنم خطور کرد که داشتن یه خزانه‌دار سلطنتی که از پول ساخته شده، چیز خوبی‌یه. ملکه کوچک با لبخند گفت: فکر می‌کنم دوست تو ثروتمندترین مرد در تمام دنیاست. مترسک در پاسخ گفت: هستم، ولی نه روی حساب پول‌هام، چون به نظر من مغز از هر نظر از پول خیلی باارزش‌تره. شاید متوجه شده باشی که اگر کسی پول داشته باشه ولی بدون مغز باشه، نمی‌تونه از اون استفاده کنه، اما اگه کسی مغز داشته باشه، ولی پول نداشته باشه، می‌تونه تا آخر عمرش در آرامش زندگی کنه. مرد حلبی گفت: هم‌چنین شما باید قبول کنین که یک قلب خوب چیزی‌یه که اون مغز نمی‌تونه بسازه و اون پول نمی‌تونه بخره. با این وجود شاید من ثروتمندترین مرد در تمام دنیا باشم. ازما با مهربانی گفت: شما هر دوتاتون ثروتمند هستین دوستان من و ثروت شما تنها ثروتی هست که ارزش داشتن رو داره؛ ثروت درون!