نظام‌آباد

نویسنده: کهبد تاراج

ناشر: پایتخت

سال نشر: 1396

تعداد صفحه: 56

امیرعلی: تو فقط خوب شو می‌برمت امام رضا، با هم میریم با اتوبوس هم میریم، قطار لک‌لک داره و تو هم که اعصاب نداری، پولمون هم به هواپیما نمی‌رسه اصن مشهد با اتوبوس رفتنی‌تره! میای؟ مگه دست خودته نیای. امام رضا رو باید رفت. اصن مگه می‌شه چوب لای چرخ زیارت و پابوسی آقا بزاری؟ باید بیای چرا هیچی نمیگی! نمیای؟ نیا به درک... با غلام کفتر میرم که همه کفتربازای نظام‌آباد براش جون میدن چرا؟ چون سه هزارتا کفتر سوار کامیون کرد برد مشهد و آزادشون کرد تو حرم، ماهی دو بار میره مشهد با اون میرم، چرا هیچی نمی‌گی! میای؟...