اما ابرها
The complete dramatic works
- نوشته ساموئل بکت
- ترجمه مهدی نوید
- ناشر چشمه
پس بار آخری که قصه پرغصه گفته شد همانطور نشستند انگار که بدل به سنگ شده باشند. از تک پنجره سپیدهدم نوری نتاباند. از خیابان صدای احیایی نمیآمد. یا غرق در که میداند چه افکاری بودند که آنان اعتنایی نکردند؟ به روشنای روز به صدای احیا. که میداند چه افکاری. افکار، نه، افکار نه. اعماق عقل. غرق در که میداند چه اعماق عقلی. اعماق بیعقلی. به آن جا که هیچ نوری به آن دست نمییابد. هیچ صدایی. پس همانطور نشستند انگار که بدل به سنگ شده باشند. بار آخری که قصه پرغصه گفته شد.
- تعداد صفحه
- ۲۳۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۹۹۴۹
نقل قولها و فعالیتها
آقای رونی: تو تاحالا هیچ هوس کردی یه بچه رو بکشی؟ (مکث) مثل اینکه آدم یه بدبختی مسلم رو در نطفه خفه کنه. همه افتادگان _ ترجمه نجف دریابندری
