باران سنگ

Die steinflut

۳.۷ از ۵۲۲۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

قلب کاتارینا آرام نداشت. چون باید طبق نظر یکی از بالایی‌ها، پایین‌‌دَرّه را تخلیه می‌کردند. و پایین‌‌‌دَرّه هم یک جای موهوم نبود، بلکه همان‌جایی بود که در آن اقامت داشتند و ساکنانش هم یک مشت آدم موهوم نبودند، بلکه خود او بود و مادر و پدر و آنا و رگولا و یاکوب و کاسپار و رینرها، و یاگلی‌بالایی و یاگلی‌پایینی، و الزبت پیر و الزبت جوان با غمبادش و تمام فوج بچه‌هایی که توی هر خانه چندتایی ازشان بود و حتی خواهرکوچولوی نورسیده‌اش هم یکی از اهالی آنجا بود، چه اسمش را اویفمیا می‌گذاشتند چه ورنلی...

تعداد صفحه
۲۲۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۸۶۹۷۲۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.