دنیای بیکران سلام
نویسنده: ارین انترادا کلی
مترجم: آناهیتا حضرتی
ناشر: پرتقال
تعداد صفحه: 224
صدایش میزدند: لاکپشت. چون هیچوقت از لاکش بیرون نمیآمد. هر بار که با این اسم صدایش میزدند، تکهای از وجودش ترک برمیداشت. البته حقیقت داشت... ورجیل در دنیای خودش بود... در لاک خودش؛ و بیرون آمدن از این لاک برایش سخت بود. اما با این لاک چطور به چیزی که میخواست، میرسید؟