نامه سرمدی

نویسنده: محمدرحیم اخوت

ناشر: نشر بان

تعداد صفحه: 360

می‌دانم که بی‌انصافی است آدم کسی را که به قول معروف دست‌اش از دنیا کوتاه است بنشاند و هر چه می‌خواهد بارش کند. اما این حرف‌های فروخورده سالیان است. به قول تو: هیچ آدمی نیست که خودخواه نباشد. مخصوصا که آن کودک خفته در ته وجود آدم بالغ هم باشد. خودت گفتی، نه؟ حالا این کودک بیدار شده و باز می‌خواهد حرف بزند. گفتم در این سال‌ها ننوشتم چون تو ذوقم را کور کردی. حالا که تو نیستی، یا هستی اما دیگر "تو" نیستی، می‌خواهم از خودم بنویسم. تو حالا کاملا در اختیار منی. چه بخواهی چه نخواهی وقف وجود "من" شده‌ای تا بنشینی و به حرف‌هام گوش بدهی.