آخرین همسر من

The man who wouldnt get up and other stories

۳.۵ از ۵۲۳۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

همسرش همیشه زودتر از خواب برمی‌خاست. به مجردی که ساعت زنگ می‌خورد، پتو را کنار می‌زد، از تخت پایین می‌آمد و رب‌دشامبرش را به تن می‌کرد. انضباط شخصی او وجودش را مالامال از حس تقصیر و تحسین می‌نمود. همسرش گفت: «بسه هر چقدر خوابیدی، از این که همیشه خدا صبحونه‌ات می گنده ذله شدم.» خودش را به خواب زد و پاسخی نداد. به مجردی که همسرش اتاق را ترک کرد به سمت فرورفتگی گرمی که تن او روی تشک جا گذاشته بود چرخید و بدنش با خوشی کش آمد...

تعداد صفحه
۲۳۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۹۲۹۳۹۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.