پاییز 32
۳.۴ از ۵۱۷۶ صفحه
- نوشته رضا جولایی
- ناشر چشمه
امتیاز ندادهاید
چیزی نگفتم و رفتم. میدانستم به من احتیاج دارند. حزب ما کسی را مثل من نداشت. شاخههای زیردستم مثل ساعت کار میکرد. بهتر از تودهایها. بهتر از آن روزبه که برای همه قهرمان شده بود. گیریم او کتاب نوشته بود من نه؛ عوضش در شطرنج از او سر بودم....
- تعداد صفحه
- ۱۷۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۹۰۳۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.