دریاس و جسدها

۴.۱ از ۵۲۷۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

بیل و کلنگ را روی شانه گذاشت. تنش غرق عرق بود. دست‌هایش گل‌آلود و پاهایش خسته بود. آرام رفت پیش ارشد صاحب و سرد و خسته گفت:«حالا داستانت را بگو.»...

تعداد صفحه
۲۷۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۴۰۵۴۳۲۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.