دریاس و جسدها

نویسنده: بختیار علی

مترجم: مریوان حلبچه‌ای

ناشر: ثالث

تعداد صفحه: 272

بیل و کلنگ را روی شانه گذاشت. تنش غرق عرق بود. دست‌هایش گل‌آلود و پاهایش خسته بود. آرام رفت پیش ارشد صاحب و سرد و خسته گفت:«حالا داستانت را بگو.»...