بیضایی و کروکودیل

نویسنده: محمد مساوات

ناشر: نیماژ

تعداد صفحه: 94

ارنواز: اینک، این تو و شهری با مردمی بی‌سر، که نه زر سرگذارت تبه و نه تن نشستت برند. شهریاری به شهری که مردم ندارد، سرورا. و چه بادی و چه بادی و چه باد! باد بد، که‌ت پرچم فیروزی می‌جنباندت! شهرناز: و این ماران خوش خط و خال تو اند بر زمین، که جادوی تو بودند و تو بودند. ارنواز: ضحاک، پادشاهی بر سر مردم بی‌سر، با شاه سردار نمی‌توان. ...