با قلبت بنواز

نویسنده: پیتر رینولدز

مترجم: معصومه نفیسی

ناشر: پرتقال

تعداد صفحه: 32

«می‌تونی برایم آهنگی بنوازی؟» «وقتی برای اولین بار این داستان را نوشتم، امیدوار بودم داستانم همنوا با کسانی شود که به دنبال سرزندگی و شادی هستند، نه کمال‌طلبی. اما وقتی پدرم دو بار رنج سکته مغزی را تحمل کرد، داستان معنای دیگری گرفت. با دیدن رنج او، نیاز داشتم یک بار دیگر برق شادی را در چشمانش ببینم. هیچ کلامی در میان نبود‌، فقط احساسی بود شبیه موسیقی.»