سکوت قبرستان

نویسنده: آرنالدور ایندیرداسون

مترجم: سارا یوسفی

ناشر: آوند دانش

تعداد صفحه: 436

پسر بالا را نگاه کرد و به آرامی بلند شد و استخوان را به مادر داد و پرسید: «این بچه این رو از کجا پیدا کرده؟» مادر گفت: «چی رو؟» «این استخوان رو؛ این استخوان رو از کجا پیدا کرده؟» مادر گفت: «استخوان؟» وقتی بچه دوباره استخوان را دید آرام شد و در حالی که چشم‌هایش از شدت تمرکز چپ شده بود و از دهان بازش آب بیشتری می‌چکید، دستانش را برای گرفتن استخوان دراز کرد. دختربچه استخوان را قاپ زد و آن را در دستانش بررسی کرد. پسر گفت: «فکر می‌کنم این استخوان آدم باشه.»