بهت اصلا نمی‌آد

نویسنده: معصومه بهارلویی

ناشر: ذهن‌آویز

تعداد صفحه: 888

بعضی وقتا نگرانی دلیل نمی‌‌خواد، قرار نیست حتما ننه و بابای کسی باشیم تا نگرانش بشیم! نگرانی‌های بی‌بهونه و با بهونه مثل آلارم می‌مونه. به این آلارم‌ها حساسیت نشون بده بهانه! نذار کار از کار بگذره. می‌دونم نگرانی و دلشوره خیلی تحت کنترل نیست. اما سعی کن به راه درست هدایتش کنی. خشت اولت رو کج گذاشتی بهانه؛ مواظب باش که روی سرت این دیوار کج آوار نشه! یه فکری به حال خودت بکن. دست بجنبون، نذار کار از کار بگذره. نذار زمانی به خودت بیای که همه چیزتو از دست دادی! من نه مادرتم و نه پدرت، اما خیلی نگرانتم بهانه... شب و روز نگرانتم، نگران این حال خرابت! نگران نگرانی‌هات. از شدت نگرانی‌هات خرابم بهانه... هر کاری می‌خوای بکنی دست بجنبون، شاید تو بتونی با نگرانی‌هات بسازی اما من نمی‌تونم، اگه تو کاری نکنی به احتمال زیاد من مجبورم یه فکری برای نگرانی‌هام بکنم و من دست بجنبونم.