هبذول

۳.۸ از ۵۴۸۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

معطل نکردم؛ دست جوان را گرفتم و بالا رفتم و به محض آن که پایم بر سنگ سفید مدور قرار گرفت، حروف منقوش روی سنگ در تلألویی عجیبی درخشیدند. درخششی که با همه درخشش‌هایی که تا به حال دیده بودم فرق داشت. این درخشش زنده بود و سیال؛ انگار موجودی زنده حجم تنش باز شود و من نقره های سیال را می‌دیدم .

تعداد صفحه
۴۸۴
شابک
۹۷۸۶۲۲۶۸۳۷۲۳۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.