قلعه سفید

The white castle

۳.۵ از ۵۲۳۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

زود گرفتند و بردند، مجبورم کردند زانو بزنم. پیش از آن‌که سرم را روی کنده بگذارم، یکی را دیدم که انگار از میان درخت‌ها پرواز می‌کرد و می‌گذشت. حیرت کردم: من بودم، ریشم بلند شده بود و آن‌جا، بی‌آن‌که پاهایم به زمین بخورد، بی‌صدا راه می‌رفتم. خواستم تصویرم را که از میان درخت‌ها می‌گذشت، صدا بزنم؛ صدایم در نیامد، سرم روی کنده درخت بود. آن موقع، با این فکر که چیزی که نزدیک می‌شود فرقی با خواب ندارد، خودم را رها کردم، منتظر بودم، پس گردن و پشتم مورمور می‌شد. نمی‌خواستم فکر کنم، اما هم می‌لرزیدم و هم فکر می‌کردم. بعد بلندم کردند و غرولندکنان گفتند: پاشا خیلی عصبانی خواهد شد!

تعداد صفحه
۲۳۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۱۱۱۶۵۶
سال نشر
۱۳۹۸
نسخه‌ها
جلد کتاب قلعه سفید
جلد کتاب قلعه سفید
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.