رفقای من

نویسنده: هشام مطر

مترجم: احسان کرم ویسی

ناشر: بیدگل

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 479

تاریخ معاصر لیبی و رنج جانکاه دوری از وطن، در رمان «رفقای من» به قلم هشام مطر از سطح یک گزارش سیاسی فراتر رفته و به مرثیه‌ای باشکوه برای جوانی ازدست‌رفته در غربت بدل شده است. این اثر روایتگر زندگی «خالد»، جوانی است که در دهه‌ی هشتاد میلادی برای تحصیل از بنغازی به لندن کوچ می‌کند، اما یک حادثه‌ی خونین در مقابل سفارت لیبی او را برای همیشه در خاک بریتانیا زمین‌گیر می‌کند. هشام مطر که خود طعم تلخ ناپدید شدن پدرش در سیاه‌چال‌های قذافی را چشیده، در این کتاب با نثری که میان سکوت و فریاد در نوسان است، نشان می‌دهد که چگونه یک گلوله می‌تواند مرزهای جغرافیایی را به دیوارهایی نفوذناپذیر تبدیل کند. داستان در طول یک پیاده‌روی طولانی در خیابان‌های لندن شکل می‌گیرد؛ جایی که خالد پس از بدرقه‌ی دوستش حسام، سی سال خاطره، ترس و وفاداری را زیر باران پاییزی مرور می‌کند. رفاقت میان خالد، مصطفی و حسام نه یک انتخاب ساده، بلکه تنها ریسمان اتصالی است که آن‌ها را در میان طوفان‌های سیاسی خاورمیانه و سرمای انزوای لندن، زنده نگاه داشته است. تجربه‌ی تبعید در نگاه مطر صرفا دوری از خانه نیست؛ بلکه نوعی فروپاشی درونی و تدریجی هویت است که در آن فرد نه به سرزمین جدید تعلق می‌یابد و نه راهی برای بازگشت به گذشته دارد. نویسنده لندن را نه به عنوان یک شهر میزبان، بلکه به مثابه‌ی فضای تنفسی شخصیت‌هایی ترسیم می‌کند که همواره با سایه‌ی جاسوسان رژیم و هراس از سرنوشت خانواده‌هایشان در وطن زندگی می‌کنند. «رفقای من» به ما می‌گوید که در دنیای تبعیدی‌ها، زمان به گونه‌ای متفاوت جریان دارد؛ آن‌ها در حالی که پیر می‌شوند، هنوز در همان لحظه‌ی تیراندازی میدان سن‌جیمز منجمد مانده‌اند. در این میان ادبیات و قدرت کلمات به عنوان تنها منبع تسلا ظاهر می‌شوند؛ حسام که خود نویسنده‌ای گوشه‌گیر است، با نوشته‌هایش برای خالد پناهگاهی می‌سازد که هیچ مرزبان و دیکتاتوری توان تصرف آن را ندارد. این رمان را می‌توان پیروزی حافظه بر فراموشی دانست؛ هشام مطر در این اثر نشان می‌دهد که «وطن» بیش از آنکه یک قطعه زمین روی نقشه باشد، در حافظه‌ی مشترک رفقایی جان می‌گیرد که با هم خندیده‌اند، با هم ترسیده‌اند و در نهایت با هم پیر شده‌اند. او با ترکیب واقعیت‌های تاریخی و تخیل درخشانش، سوالی بنیادین را در ذهن مخاطب می‌کارد: وقتی تمام پل‌های پشت سر ویران شده‌اند، آیا می‌توان در کلمات و دوستی‌ها خانه‌ی جدیدی بنا کرد؟ رمان «رفقای من» پاسخی است تلخ و در عین حال صمیمی به این پرسش؛ کتابی که از مرزهای لیبی فراتر می‌رود و به زبانی جهانی، از دردی سخن می‌گوید که هر انسانی در جستجوی تعلق و پیوند، آن را با تمام وجود حس می‌کند.