دختر را پیدا کن

نویسنده: هلن فایفر

مترجم: شیرین راحله

ناشر: چترا

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 272

کتاب «دختر را پیدا کن» نوشته‌ی هلن فایفر رمانی جنایی-پلیسی است که در قالب مجموعه‌ی کارآگاهی «مورگان بروکس» نوشته شده و تمرکز آن بر یک پرونده‌ی آدم‌ربایی در فضای بسته و جنگلی یک کمپ تفریحی قرار دارد. داستان با ناپدیدشدن زنی به نام سارا فلچر در کمپ جنگلی «فارست پاینز» آغاز می‌شود؛ جایی که حضور کوتاه او به یک گزارش اضطراری تبدیل می‌شود. چادر پاره‌شده، آثار درگیری و نبود هیچ رد مشخصی از قربانی، از همان ابتدا نشان می‌دهد ماجرا فراتر از یک گم‌شدن ساده است و پلیس با یک وضعیت جنایی جدی روبه‌رو شده است. در مراحل اولیه‌ی تحقیقات، کارآگاه مورگان بروکس به همراه تیمش وارد منطقه و جست‌وجو در جنگل‌های اطراف کمپ آغاز می‌شود. فضای روایت در این بخش به‌طور عمده بر عملیات میدانی پلیس، بررسی صحنه جرم و بازسازی آخرین لحظات حضور سارا تمرکز دارد. با پیشرفت جست‌وجو، کشف یک جسد قدیمی در همان محدوده، مسیر پرونده را تغییر می‌دهد. این جسد ارتباط مستقیمی با سارا ندارد، اما نشان می‌دهد این منطقه در گذشته نیز محل وقوع جنایت‌های مشابه بوده است. همین نکته باعث می‌شود فرضیه‌ی وجود یک الگوی تکرارشونده در ربایش زنان مطرح و پرونده از یک حادثه‌ی منفرد به یک الگوی جنایی پیچیده‌تر تبدیل شود. در ادامه بررسی پرونده‌های قدیمی پلیس را به سه مورد مشابه در حدود 20 سال قبل می‌رساند؛ پرونده‌هایی که در آن‌ها زنان در شرایطی مشابه، در خواب و داخل کمپ‌های تفریحی ربوده شده‌اند. این موارد در زمان خود حل نشده باقی مانده بودند و اکنون با پرونده‌ی سارا ارتباط پیدا می‌کنند. داستان علاوه بر پیگیری پرونده‌ی اصلی، با یک خط فرعی نیز پیش می‌رود که به گذشته‌ی شخصی کارآگاه مورگان بروکس مرتبط است. در میانه‌ی تحقیقات، احتمال دخالت فردی از گذشته‌ی او مطرح می‌شود؛ فردی که اخیرا از زندان فرار کرده و می‌تواند به نحوی با پرونده‌ی فعلی مرتبط باشد. در گزارش‌های گذشته، به عامل احتمالی این جنایت‌ها لقبی غیررسمی داده شده که در میان پرونده‌ها با عنوان «مرد مسافر» شناخته می‌شود. بر اساس داده‌های قدیمی، قربانیان پس از ربوده‌شدن برای مدتی محدود، حدود ۷۲ ساعت زنده نگه داشته می‌شدند‌ که همین موضوع فشار زمانی شدیدی را بر تحقیقات فعلی وارد می‌کند. در این شرایط هر ساعت تأخیر می‌تواند به معنای از دست رفتن جان قربانی باشد و همین موضوع ریتم داستان را به سمت یک تعقیب فشرده سوق می‌دهد. این هم‌زمانی میان یک تهدید قدیمی و یک پرونده‌ی جدید، ساختار روایت را پیچیده‌تر و پرسش‌های متعددی درباره‌ی هویت واقعی عامل جنایت ایجاد می‌کند. در نهایت، کتاب با ترکیب تحقیقات پلیسی، پرونده‌های حل‌نشده‌ی گذشته و محدودیت زمانی برای نجات قربانی، ساختاری مبتنی بر تعلیق و پیوستگی رویدادها ارائه می‌دهد که محور اصلی آن بر کشف ارتباط میان جنایت‌های پراکنده و یک الگوی تکرارشونده است.