نفرینی بر عشق حقیقی

نویسنده: استفنی گاربر

مترجم: فاطمه حامدی فر

ناشر: آذرباد

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 352

رمان «نفرینی بر عشق حقیقی: روزگار یک دل شکسته - کتاب سوم»، نوشته‌ی استفنی گاربر، پرده‌ی نهایی و نفس‌گیر بر سه‌گانه‌ی «روزگار یک دل شکسته» است؛ پایانی که در آن، عشق حقیقی به ورطه‌ی آزمون کشیده می‌شود و سرنوشت اوانجلین فاکس و شاهزاده‌ی بی‌رحم قلب‌ها، جکس، مشخص می‌گردد. داستان در جایی آغاز می‌شود که به نظر می‌رسد اوانجلین فاکس به پایان خوش ابدی خود رسیده است. او در شمال باشکوه، با شاهزاده‌ای جذاب به نام آپولو ازدواج کرده و در قلعه‌ای افسانه‌ای زندگی می‌کند. اما بهایی که برای دستیابی به این زندگی رویایی پرداخته، از نگاهش پنهان مانده است. او هیچ خاطره‌ای از جکس، جستجوی عاشقانه‌اش و معاملاتی که انجام داده، ندارد و همسرش مصمم است که این راز هرگز بر او آشکار نشود. در این میان، آپولو برای تثبیت این خوشبختی دروغین، باید یک کار را به انجام برساند: جکس، شاهزاده‌ی دل‌ها، را به قتل برساند. این کتاب، بیان روایتی عمیق در باب، هویت و قدرت انتخاب است. در حالی که اوانجلین تلاش می‌کند تا قطعات گمشده‌ی زندگی خود را کنار هم بچیند، این سوال مطرح می‌شود که آیا خوشبختی در یک دروغ زیبا، بر یک حقیقت دردناک ارجحیت دارد؟ سفر او برای یافتن یک درمان، به بازیافتن خود واقعی‌اش تبدیل می‌شود و او را مجبور می‌کند تا میان سرنوشتی که برایش نوشته شده و سرنوشتی که خودش انتخاب می‌کند، یکی را برگزیند. گاربر با نثر جذاب و با ریتمی تند، داستانی را می‌آفریند که در آن، خون بر سنگفرش سرنوشت خواهد چکید و قلب‌ها ربوده خواهند شد. رابطه‌ی میان اوانجلین و جکس، با تمام تنش‌ها و موانعش، اوج داستان است و خواننده را در هر لحظه در بیم و امیدی نفس‌گیر نگه می‌دارد. در نهایت، «نفرینی بر عشق حقیقی روزگار یک دل شکسته - کتاب سوم» یک پایان‌بندی شایسته برای این سه‌گانه است؛ روایتی درباره‌ی هزینه‌ی عشق و این حقیقت که گاهی، شادترین پایان‌ها، آن‌هایی نیستند که در افسانه‌ها یا زندگی روزمره به ما وعده داده شده‌ است.