پایان‌های بی‌پایان

نویسنده: اشکان رضایی پور

ناشر: شالگردن

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 100

در یکی از بزرگ‌ترین سفینه‌ها که به مقصد مریخ حرکت می‌کرد، پیرمردی در کنار پنجره نشسته بود. او زمزمه‌کنان زیر لب گفت: «زمین... خانه‌ی اجدادی‌مان بود. اما اکنون، فقط خاطره‌ای از آن باقی خواهد ماند.» چند روز بعد، دیگر هیچ نشانی از زندگی و تمدن بر روی زمین باقی نمانده بود...