پری غمگینی که لباس گلدار می‌پوشید

A sad fairy wearing a flowered dress

۲۱۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

مامان زری من از فرشته بودن فقط دو تا بال کم داشت مثل یک عروسک چینی ظریف و دوست‌داشتنی بود. واقعا خدا به مجازات چه جرمی او را به این زندگی انداخته بود؟ آن شب دوباره همان خواب همیشگی را دیدم. درخت‌ها همه با هم آواز می‌خواندند. من میان خارها می‌دویدم و پاهایم زخمی می‌شد. هرچه فریاد می‌زدم کسی نمی‌شنید. درخت توت بزرگ دست‌هایش را به سمت من دراز کرده بود و میخواست من را در آغوش بکشد. شاید هم می‌خواست استخوان‌هایم را خرد کند...

تعداد صفحه
۲۱۶
شابک
۹۷۸۶۲۲۸۷۶۰۵۴۴
سال نشر
۱۴۰۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.