آخر اسفند

End of March

۱۵۵ صفحه
امتیاز نداده‌اید

ستوده متن پشت عکس را خواند و دوباره آن را در پوشه قرار داد. خودش را در صندلی جلو جمع کرد و این‌بار با صدای بلندتری پرسید: «نمی‌خوای یکی جازت رو بگشتی؟! چرا خودت رو راحت نمی‌کنی و نمی‌گی؟! من که می‌دونم عذاب وجدان داره باهات چی کار می‌کنه، مثل زالو افتاده توی تنت و داره خونت رو می‌مکه! تا زالوها گل خونت رو نکشیدن، بالا حرف بزن!»

تعداد صفحه
۱۵۵
شابک
۹۷۸۶۲۲۴۴۹۴۵۲۸
سال نشر
۱۴۰۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.