واپسین رویاها

نویسنده: نجیب محفوظ

مترجم: شیرین روشنی

ناشر: مهراندیش

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 112

مرور کتاب «واپسین رویاها» نوشته‌ی نجیب محفوظ، ما را با تصویر متفاوتی از این نویسنده‌ی بزرگ مصری و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات روبه‌رو می‌کند که با رمان‌های رئالیستی و حجیم گذشته‌اش مثل سه‌گانه‌ی قاهره فرسنگ‌ها فاصله دارد. این اثر در واقع تکه‌نگاری‌های غریب و منقطعی است که محفوظ در سال‌های پایانی عمرش و به‌ویژه پس از جان به‌ در بردن از ترور نافرجام سال ۱۹۹۴ خلق کرد؛ روزگاری که چاقوی افراطیون عصب دست راست او را نشانه رفت و توان نوشتن رمان‌های بلند را از او گرفت. در این فضای انزوا و کهولت سن، او ناچار شد به‌جای پرسه‌زدن در خیابان‌های محبوبش، در کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریک و روشن ناخودآگاهش قدم بزند و حاصل این درون‌نگری، مجموعه‌ رویاها یا همان خواب‌نگاره‌های کوتاهی است که هرکدام با ترجیع‌بند «خود را یافتم که...» یا «خودم را دیدم...» آغاز می‌شوند. محفوظ در واپسین رویاها داستان‌پردازی کلاسیک را کنار می‌گذارد تا پنجره‌ای بی‌واسطه به ذهن سالخورده و لایه‌های پنهان روحش باز کند؛ جایی که مرز میان بیداری و خواب، و واقعیت و خیال به‌کلی از بین رفته است. ساختار ادبی این کتاب بیشتر به شعر سپید، کاریکلماتور یا مینی‌مال‌های داستانی شباهت دارد و نویسنده‌ای که روزگاری استاد توصیف‌های پرطمطراق بود، اینجا در اوج ایجاز و سادگی می‌نویسد. نجیب محفوظ در «واپسین رویاها» قاهره را نه به‌عنوان یک بستر جغرافیایی، بلکه در قامت یک معشوقه‌ی اثیری و هویت ازدست‌رفته بازآفرینی می‌کند که گاهی در قالب زنی مرموز به متجلی می‌شود. این قطعات سوررئال و آمیخته به حس ملانکولی، انباشته از رفت‌وآمدهای زمانی میان گذشته و حال هستند؛ مردگان در خواب‌های او زنده‌اند، با او چای می‌نوشند و درباره‌ی سرنوشت مصر گفت‌وگو می‌کنند. تکنیک جریان سیال ذهن در این اثر به طبیعی‌ترین شکل ممکن پیاده شده است، زیرا از منطق بی‌ثبات خواب پیروی می‌کند؛ جایی که حسرت فرصت‌های ازدست‌رفته، ترس از فراموشی، تنهایی و معنویت عارفانه در کنار هم می‌نشینند و حتی در میان این حجم از اندوه شریف، رگه‌هایی از طنز ظریف و فانتزی‌های عجیبی مثل ستاره‌ی فوتبال‌شدن نویسنده نیز به چشم می‌خورد تا ریتم متن از یکنواختی خارج شود. این اثر را که می‌توان به‌نوعی وصیت‌نامه‌ی ادبی محفوظ دانست، نباید یک رمان خطی با پیرنگ مشخص به حساب آورد، بلکه ارزش آن در لایه‌های فلسفی و تأملی عمیقی است که درباره‌ی رابطه‌ی انسان با زمان و حافظه مطرح می‌کند. نسخه‌ی بین‌المللی کتاب با ترجمه‌ی هشام مطر و عکس‌های دایانا مطر، به‌خوبی آن اتمسفر وهم‌آلود و نوستالژیک متن را بازتاب می‌دهد و نشان می‌دهد‌ چگونه یک نویسنده در آستانه‌ی مرگ، دنیا را از خلال تصاویر تکه‌تکه‌شده‌ی خاطراتش بازخوانی می‌کند. «واپسین رویاها» برای مخاطبی که به‌دنبال ادبیات مدرن عرب و روایت‌های نمادین است، یک شاهکار تمام‌عیار به شمار می‌رود؛ چرا‌که محفوظ دغدغه‌های سیاسی، ایمان، عدالت و رویارویی با پیری را در موجزترین حالت ممکن خلاصه کرده است؛ کتابی که شاید برای علاقه‌مندان به داستان‌های سنتی کمی مبهم و پراکنده به نظر برسد، اما برای جویندگان معنای عمیق انسانی، تجسم عینی تکاپوی یک روح بزرگ در تاریک‌روشن مرز زندگی و مرگ است.