فرانکلین دیگر فضولی نمی کند

نویسنده: برندا کلارک

مترجم: گلرنگ درویشیان کرمانشاهی

ناشر: فنی ایران - نردبان

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 32

تولد خرسی است و مادر خرسی از مادر فرانکلین می‌خواهد تا کادوی تولد خرسی را برایش پنهان کند چون نگران است که مبادا خرسی فضولی کند و بداند کادویش چیست. فرانکلین کنجکاو نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد و یک کادوی زرد رنگ در کمد پیدا می‌کند و فکر می‌کند که کادوی تولد خرسی است. فرانکلین یواشکی کادو را نگاه می‌کند. آیا کار فرانکین درست است؟ آیا فرانکلین می‌تواند این راز را نگه دارد و به بقیه چیزی نگوید؟