الف

نویسنده: خورخه لوئیس بورخس

مترجم: محسن طاهر نوکنده

ناشر: آوانوشت

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 274

«الف» اثر خورخه لوئیس بورخس، نخستین‌بار در سال ۱۹۴۵ منتشر شد و از آن زمان به یکی از مهم‌ترین و خیره‌کننده‌ترین داستان‌های کوتاه ادبیات مدرن بدل شده است. این داستان تلفیقی از سوگ شخصی، بازی‌های متافیزیکی و رقابت‌های ادبی است؛ روایتی که در آن مرز میان واقعیت و خیال، خاطره و توهّم، و دیدن و ناممکن‌بودن توصیف، پیوسته در حال لغزش است. راوی که خود بورخس نام دارد، در سوگ مرگ بئاتریس ویتربو، زنی که بی‌وقفه دوستش داشت، هر سال برای یادبود او به خانه خانواده‌اش می‌رود. در آنجا با کارلوس آرژانتینو دانری، پسرعموی بئاتریس، روبه‌رو می‌شود؛ شاعری که خودشیفتگی و اعتمادبه‌نفس عجیبش، رویای نوشتن شعری «جامع» درباره همه زوایای جهان را در او شعله‌ور کرده است. دانری ادعا می‌کند در زیرزمین این خانه، نقطه‌ای وجود دارد؛ نقطه‌ای که «الف» می‌نامد: جایی که همه مکان‌های جهان در آن حضور دارند، بدون این‌که بر هم فشرده یا مبهم شوند. راوی شبی برای دیدن این پدیده به زیرزمین می‌رود و مواجهه‌اش با الف، تجربه‌ای است که در قالب زبان نمی‌گنجد: دریافتی از کل جهان، از هر لحظه و هر مکان، از گذشته و حال و شاید آنچه هنوز نیامده، در یک نقطه واحد و درخشان. عظمت این دیدار، همان‌قدر که باشکوه است، درباره محدودیت‌های انسان نیز سخن می‌گوید؛ اینکه ذهن ما تنها لحظه‌ای می‌تواند بی‌کرانگی را لمس کند، اما نمی‌تواند آن را درک یا روایت کند. حتی خود راوی، با تمام وسواسش درباره دقت و معنا، اعتراف می‌کند که کلمات در برابر چنین تجربه‌ای ناتوان‌اند. بورخس در دل این روایت ظاهرا ماورایی، پرسش‌های فلسفی گسترده‌تری را دنبال می‌کند: بی‌کرانگی چیست؟ آیا زبان می‌تواند جهان را «تمام» کند؟ آیا حافظه، زمان را رام می‌کند یا خود در دل زمان گم می‌شود؟ زیارت سالانه راوی به خانه بئاتریس، نوعی چنگ‌زدن به حافظه است؛ عملی برای نگه‌داشتن گذشته‌ای که از دست رفته. اما مواجهه با الف، زمان را از خطی‌بودن می‌رهاند؛ گذشته و حال را در یک لحظه فشرده می‌کند و ساختار عادی فهم ما را بی‌اعتبار می‌سازد. در کنار این مضامین بزرگ، داستان لایه‌ای طنزآمیز و انتقادی نیز دارد. غرور دانری و تلاش او برای خلق «شعر جامع جهانی» در برابر تجربه اصیل راوی از الف، کم‌وبیش مضحک به نظر می‌رسد. بورخس با ظرافت نشان می‌دهد که جاه‌طلبی‌های هنری، وقتی از عمق تجربه انسانی جدا شوند، تا چه حد می‌توانند سطحی و بی‌ریشه باشند. او در عین اینکه عظمت دیدار با الف را می‌پذیرد، هرگز به‌طور قطعی نمی‌گوید که این نقطه واقعا چه بوده است؛ حقیقتی عینی یا توهّمی زاده‌ٔ ذهن و حسرت. همین ابهام است که داستان را زنده نگه می‌دارد. «الف» در نهایت اثری است درباره ناتمام‌بودن جهان و ناتوانی ما در ثبت آن، درباره میل انسان به دیدن «همه‌چیز» و شکست محتوم این میل. داستان بورخس با زبانی موجز و غنی، خواننده را به تجربه‌ای فلسفی دعوت می‌کند که هم شخصی است و هم جهان‌شمول. برای مخاطبانی که از ادبیاتی لذت می‌برند که مرز واقعیت را می‌ساید و در برابر بی‌نهایت می‌ایستد، این داستان سفری فراموش‌نشدنی به یکی از بنیادی‌ترین رویاهای انسان است: رویای دربرگرفتن تمام جهان، تنها در یک نقطه.