بازی اولتیماتوم

نویسنده: عباس عبدی (۱۳۳۵)

ناشر: وزن دنیا

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 182

کتاب «بازی اولتیماتوم: ایران؛ جامعه‌ی دوقطبی» نوشته‌ی عباس عبدی پژوهشگر برجسته‌ی حوزه‌ی جامعه‌شناسی و تحلیلگر مسائل سیاسی، اثری استراتژیک برای درک گسست‌های عمیق در ساختار کلان ایران معاصر به شمار می‌رود. این کتاب با بهره‌گیری از مفاهیم «نظریه‌ی بازی‌ها» و «اقتصاد رفتاری»، به کالبدشکافی رفتارهای متقابل قدرت و بدنه اجتماعی می‌پردازد. نویسنده در این اثر با تکیه بر مدل ریاضی و روان‌شناختی بازی اولتیماتوم، استدلال می‌کند که ایران به سمت یک وضعیت آشتی‌ناپذیر و دوقطبی حرکت کرده است. در این چارچوب تحلیلی ساختار قدرت به عنوان پیشنهاددهنده‌ی منابع و جامعه به عنوان پذیرنده در نظر گرفته می‌شوند که به دلیل نبود انصاف در توزیع فرصت‌ها، در یک بن‌بست استراتژیک گرفتار شده‌اند؛ وضعیتی که در آن بازیگران ترجیح می‌دهند هر دو طرف بازنده باشند تا اینکه به یک توافق ناعادلانه تن در دهند. درونمایه‌ی اصلی این کتاب بر تحلیل چگونگی حذف «مرکز ثقل» یا همان طبقه‌ی متوسط فکری در ایران تمرکز دارد. عباس عبدی معتقد است که دوقطبی شدن جامعه تنها به معنای تفاوت در دیدگاه‌های سیاسی نیست، بلکه به معنای شکل‌گیری دو اردوگاه متخاصم است که فاقد زبان مشترک برای گفتگو هستند. نویسنده با نگاهی آسیب‌شناسانه توضیح می‌دهد که سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی در دهه‌های اخیر چگونه منجر به ایجاد شکاف‌های طبقاتی و بحران مشروعیت شده است. در این وضعیت هرگونه کنش از سوی ساختار قدرت با واکنش حذفی از سوی جامعه روبرو می‌شود، زیرا حس عدالت و انصاف عمومی نقض شده است. عبدی با بررسی داده‌های آماری و واقعیت‌های زیسته‌ی مردم، نشان می‌دهد که چگونه از بین رفتن نهادهای مدنی و ضعف حاکمیت قانون، مطالبات اجتماعی را به سمت «بازی با حاصل جمع صفر» سوق داده است که در آن پیروزی یک طرف تنها در نابودی طرف مقابل تعریف می‌شود. از منظر جامعه‌شناسی سیاسی کتاب «بازی اولتیماتوم» به بررسی پیامدهای مخرب غیبت «توافق عمومی» در مسیر توسعه‌ی ملی می‌پردازد. عبدی تبیین می‌کند که وقتی یک جامعه به دو پاره‌ی متضاد تقسیم می‌شود، ثبات سیاسی و رشد اقتصادی به اموری ناممکن بدل می‌گردند؛ چرا که بی‌اعتمادی متقابل مانع از هرگونه همکاری سازنده می‌شود. نویسنده با صراحتی تحلیلی هشدار می‌دهد که تداوم این چرخه‌ی رد پیشنهادها، می‌تواند به انسداد کامل سیاسی یا فروپاشی لایه‌های انسجام اجتماعی منجر شود. عباس عبدی در نهایت راه خروج از این بحران را در پذیرش نقد، شفافیت داده‌ها، و بازگشت به سیاست «ممکن‌ها» می‌بیند و تأکید می‌کند که تنها با بازسازی انصاف اجتماعی و گفتگوی واقعی می‌توان از بن‌بست دوقطبی کنونی عبور کرد.