رشد فلسفی هگل

نویسنده: ریچارد کرونر

مترجم: محمد خیری

ناشر: کتاب طه

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 116

کتاب «رشد فلسفی هگل» به قلم ریچارد کرونر، در اصل مقدمه‌ای است که کرونر بر نوشته‌های الهیاتی متقدم هگل نگاشته است. این مقدمه‌ی نسبتا مفصل، با عنوان رشد فلسفی هگل، ارزشمند شناخته شده و خود به‌عنوان یک رساله‌ی مستقل قابل توجه است. هدف این نوشتار، همانطور که از عنوان آن برمی‌آید، شرح و بحث از این است که دقیقا هگل جوان چه مسیری را از الهیات به یک فلسفه‌ی نظام‌مند طی کرد. ایده‌ی اصلی کرونر در این مقدمه آن است که مفهوم «آشتی» یا به تعبیر ژرف‌تر دیالکتیکی آن «رفع دوگانگی‌ها» ، نخ تسبیحی است که کل این تحول فکری را به‌هم می‌پیوندد. کرونر نشان می‌دهد که هگل جوان، اسیر شکاف‌ها و دوپارگی‌های عصر خویش بود: شکاف میان سوژه و ابژه، انسان و خدا، عقل و ایمان، قانون و عشق و جز این‌ها. به باور کرونر، تمام تلاش فکری هگل در این رساله‌های اولیه، کوشش برای یافتن راهی به سوی وحدت، آشتی و کلّیتی پویا بود. این کوشش ابتدا با ابزارهای الهیاتی و در بستر تفسیر تاریخ دین مسیحی انجام گرفت، اما به‌تدریج، دیالکتیک خاص هگل را از دل خود به ارمغان آورد. علاوه بر این‌ها، کرونر چهره‌ای متفاوت نیز از هگل جوان ترسیم می‌کند که برای خوانندگان سنتی هگل غریب خواهد بود. او در عبارتی می‌گوید که در این نوشته‌ها، «هگل گاهی حتی از کیرکگور هم اگزیستانسیالیست‌تر ظاهر می‌شود». در این معنا، کرونر تفسیر می‌کند که چگونه مفاهیمی مانند «عشق» و «زندگی»، که در این رساله‌ها جایگاهی کانونی دارند، نه صرفا مفاهیمی عاطفی یا بیولوژیک، بلکه پیش‌نمونه‌های انضمامی از مفهوم انتزاعی و دیالکتیکی «روح» در فلسفه‌ی پخته‌ی هگل هستند. به سخن دیگر، کرونر پرده از این حقیقت برمی‌دارد که ایده‌ی محوری «روح» در «پدیدارشناسی روح»، ریشه در تأملات الهیاتی جوانی هگل درباره‌ی عشق و سرنوشت دارد. کرونر همچنین با دقت، سیر گذار هگل را در همین قطعه‌ها دنبال می‌کند: از نقد «تحققی بودن» دین مسیحی (تبدیل ایمان زنده به شریعت خشک کلیسایی)، تا رسیدن به مفهوم «سرنوشت» و سپس جوانه‌زدن نخستین بذرهای دیالکتیک در قطعه‌ای کوتاه با عنوان «قطعه‌ای از یک سیستم». او نشان می‌دهد که هگل چگونه در این مسیر، به‌تدریج از یک منتقد کانتی دین، به متفکری تبدیل می‌شود که در حال ابداع منطقی نوین برای اندیشیدن به امر مطلق است.