میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی
نویسنده: موریس بلانشو
مترجم: افشین جهاندیده
ناشر: بی گاه
سال نشر: 1405
تعداد صفحه: 125
کتاب «میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی» نوشته موریس بلانشو، تأملی شاعرانه و فلسفی درباره معنای دوستی و نسبت و گفتگوی میان دو تن از بزرگترین اندیشمندان قرن بیستم است: موریس بلانشو (نویسنده و منتقد ادبی) و میشل فوکو. این اثر نفیس که در سال ۱۹۸۶ منتشر شده، در 125صفحه گوهر نابی از تفکر معاصر را ارائه میدهد. بلانشو در آغاز کتاب با صداقت اعتراف میکند: «من با میشل فوکو هیچ رابطه شخصی نداشتم.» با این حال، همین عدم آشنایی متعارف، زمینهساز تأمل او درباره شکل دیگری از دوستی میشود؛ دوستیای که در آن، فاصله و ناشناختگی خود به پیوند تبدیل میشود. او خاطرهای کوتاه از برخوردی اتفاقی در حیاط دانشگاه سوربن، در جریان اعتراضات مه ۱۹۶۸ نقل میکند؛ جایی که چند کلمه با مردی مبادله میکند که بعدها میفهمد فوکو بوده است. این برخورد ناچیز، نقطه عزیمت بلانشو برای اندیشیدن به این پرسش میشود: آیا میتوان کسی را دوست داشت بدون آنکه هرگز او را واقعا شناخت؟. پاسخ بلانشو در این کتاب، چرخشی رادیکال در مفهوم «دوستی» است. او مینویسد: «چیزهایی هست که ما را به دیگران پیوند میزند، اما ما باید رابطه آشنایی را کنار بگذاریم و آنها را چون غریبهای بپذیریم.» به باور بلانشو، اصیلترین شکل دوستی، نه در اشتراک تجربیات یا هماندیشی، بلکه در «به اشتراک گذاشتن یک ناشناختگی مشترک» معنا میشود. فاصله نه مانع، بلکه شرط است و این فاصله تنها در لحظه مرگ فرو میریزد - به همین دلیل است که فقدان فوکو برای بلانشو اینقدر دردمندانه توصیف میشود. بلانشو در ادامه، اندیشه فوکو را «فراخوانی به فضای بیرون» میخواند؛ جایی که زبان از اسارت سوژه و هویت فردی آزاد میشود و در بازی ناشناختهای از گفتار و غیاب غوطه میخورد. او فوکو را نه فیلسوفی که پاسخ نهایی داده، بلکه اندیشمند بیقرار و همیشه در سفر در میان شکافهای دانش و قدرت به تصویر میکشد. این کتاب برای فیلسوفان و نظریهپردازان حوزه پستمدرن که از منظر بلانشو به فوکو مینگرند، و تمام کسانی که به مسئله دوستی، زبان و مرگ در اندیشه مدرن علاقه دارند خواندنی است و مطالعه آن تجربهای است که تا مدتها ذهن خواننده را به خود مشغول خواهد داشت.