قبیله علیه آزادی

نویسنده: ماریو وارگاس یوسا

مترجم: مهشید معیری

ناشر: دنیای اقتصاد

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 240

وقتی ماریو بارگاس یوسا، نویسنده‌ی نامدار پرویی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات دست به قلم می‌برد تا کتاب «قبیله علیه آزادی» را خلق کند، در واقع تابلویی تمام‌رخ از نبرد درونی خودش با ایدئولوژی‌های زمانه را ترسیم می‌کند. این اثر بیش از آنکه یک مانیفست سیاسی خشک یا یک متن آکادمیک باشد، یک خودزندگی‌نامه‌ی فکری و یک اعتراف‌نامه‌ی شجاعانه است. یوسا در این کتاب نقاب رمان‌نویس را کنار می‌گذارد و در قامت یک تحلیل‌گر، مسیر پرپیچ‌خم عبور خود از مارکسیسم و شیفتگی دوران جوانی‌اش به انقلاب کوبا را روایت می‌کند؛ سفری فکری که سرانجام او را به لنگرگاه لیبرالیسم کلاسیک و دفاع از دموکراسی بازار آزاد می‌رساند. جذابیت کار یوسا در این است که او از زاویه‌ی دید شخصی به سراغ نظریات کلان می‌رود و نشان می‌دهد که چطور سرخوردگی از چهره‌هایی مثل ژان پل سارتر و ساختار پیش‌بینی‌پذیر چپ، او را به بازخوانی فیلسوفان و اقتصاددانانی واداشت که پیش از آن شاید با عینک تعصب به آن‌ها نگاه می‌کرد. اصطلاح «ندای قبیله» که یوسا آن را به عنوان هسته‌ی مرکزی و نام اصلی کتاب انتخاب کرده، یک استعاره‌ی عمیق روان‌شناختی و جامعه‌شناختی است که ریشه در واژگان کارل پوپر دارد. این مفهوم به تمایل بدوی، ریشه‌دار و ناخودآگاه انسان‌ها برای فرار از بار سنگین مسئولیت‌های فردی و پناه بردن به آغوش امن اما خفه‌کننده‌ی توده‌ها اشاره می‌کند. جامعه‌ی مدرن با وجود تمام پیشرفت‌هایش، هنوز هم با این کشش غریزی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ تمایلی که انسان را وا می‌دارد تا استقلال فکری خود را به یک رهبر کاریزماتیک، یک حزب یا یک مرام اشتراکی واگذار کند تا در عوض، طعم تسکین‌دهنده‌ی تعلق به گروه را بچشد. از نظر یوسا این دقیقا همان نقطه‌ای است که فاشیسم، ناسیونالیسم افراطی، کمونیسم و پوپولیسم معاصر از آن تغذیه می‌کنند. وقتی قبیله بر فرد ارجحیت پیدا می‌کند، آزادی بیان اولین قربانی مسلخ است. او با کالبدشکافی این پدیده نشان می‌دهد که دموکراسی‌های لیبرال با وجود تمام نقص‌ها و بحران‌های ساختاری‌شان، تنها سد دفاعی بشریت در برابر این نیروی گریز از مرکز و بدوی هستند، چرا که برخلاف نظام‌های جزم‌اندیش، به تفاوت‌های فردی احترام می‌گذارند و حقیقت را انحصاری نمی‌دانند. ساختار این اثر برخلاف جریان سنتی کتاب‌های فلسفی، بر پایه‌ی هفت پرتره‌ی زنده و پویا از متفکرانی بنا شده که معماران فکری یوسا بوده‌اند. او در هر بخش به سراغ یک چهره می‌رود؛ از آدام اسمیت و پیوند ناگسستنی اقتصاد آزاد با اخلاق انسانی می‌گوید تا خوزه اورتگا ای گاست و هشدارهایش درباره‌ی خطرات سقوط جامعه به ورطه‌ی توده‌گرایی افراطی. او با دقتی ستودنی اندیشه‌های فریدریش هایک در نقد برنامه‌ریزی متمرکز دولتی را در کنار تز «جامعه باز» کارل پوپر قرار می‌دهد تا نشان دهد چگونه اقتصاد و سیاست آزاد متمم یکدیگرند. لحن نویسنده هنگام بررسی ریمون آرون، آیزایا برلین و ژان فرانسوا رول، سرشار از درک عمیق دانشجووار است؛ گویی او تک‌تک این نظریات را در زندگی روزمره و فعالیت‌های سیاسی خود لمس کرده است. به ویژه در تبیین تفاوت آزادی مثبت و منفی برلین، یوسا به خوبی نشان می‌دهد که چطور مفاهیم انتزاعی می‌توانند سرنوشت عینی یک ملت را تغییر دهند. کتاب «قبیله علیه آزادی» در نهایت یک دعوت‌نامه برای تفکر مستقل است؛ متنی ارگانیک و پویا که به ما یادآوری می‌کند پاسداری از آزادی فردی نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک مبارزه‌ی دائمی و روزمره در برابر وسوسه‌ی فروپاشی در توده‌های بی‌شکل است.