گستره شریعت :دفتر اول

نویسنده: سعید نورا

ناشر: کتاب طه

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 397

کتاب «شریعت حداکثری؛ نگاهی انتقادی به مبانی و ادله» نگارش و ترجمه درس‌گفتارهای شیخ حیدر حب‌الله به همت مصطفی مهدوی ارجمند و سعید نورا اثری منسجم در حوزه فلسفه فقه و کلام اسلامی است که به بررسی و نقدمشهورترین قواعد فقهی یعنی قاعده ما من واقعه الا و لها حکم می‌پردازد. این اثر خواننده را از مباحث پایه‌ای و مفهوم‌شناسی به سوی نقد پیچیده‌ترین ادله فقهی و اصولی هدایت می‌کند تا نظریه فراگیری همه‌جانبه شریعت را با رویکردی انتقادی واکاوی کند. در بخش نخست این پژوهش نویسنده پیش از ورود به عرصه نقد ادله به تنقیح مناط و شفاف‌سازی مفاهیم می‌پردازد. در این گام مفهوم حکم از زوایای گوناگونی همچون تکلیفی یا وضعی بودن، مولوی یا ارشادی بودن و همچنین مراتب مختلف آن از روح حکم تا مرحله تنجز به دقت کنکاش می‌شود. علاوه بر این مفهوم واقعه با قرار گرفتن در برابر دوگانه‌هایی نظیر فردی و اجتماعی یا ظاهر و باطن بسط می‌یابد. پیوند دادن این مفاهیم سنتی با دغدغه‌های فقهی معاصر مانند فقه مسائل نوپدید، فقه ثابت و متغیر و فقه نظام‌ها نشان می‌دهد که بحث از گستره شریعت صرفا یک انتزاع تئوریک نیست بلکه پیامدهای عملی روشنی در فقه مدرن دارد. در ادامه رهیافت انتقادی کتاب در بخش دوم شکل می‌گیرد؛ جایی که ادله قائلان به شریعت حداکثری در جبهه‌های مجزا ارزیابی می‌شوند. در گام اول ادله عقلی و کلامی با طرح "۱۱" دلیل عمده از جمله برهان خاتمیت، قاعده لطف، ضرورت وحی و ملازمه حسن و قبح با حکم شرعی به چالش کشیده می‌شوند و نویسنده نشان می‌دهد که می‌توان از همین مفاهیم کلامی قرائت‌هایی متفاوت ارائه داد. در ادامه استناد به آیات قرآنی مبنی بر کمال دین، فراگیری بیان قرآن و انحصار حق قانون‌گذاری در خداوند متعال مورد مطالعه انتقادی قرار گرفته و دلالت آن‌ها بر شمولیت حداکثری شریعت نقد می‌شود. همچنین ادعای اجماع در سطوح امامیه و اسلامی همراه با سیره متشرعه با تحلیل اسباب و قدرت کشف آن‌ها از شریعت مورد تردید علمی واقع می‌گردد. مفصل‌ترین بخش این نقد به ادله روایی اختصاص دارد که در دو مرحله تفصیلی و مجموعی تدوین شده است. پژوهشگر ابتدا روایات را در دسته‌های مختلفی مانند نصوص اثبات حد برای اشیا طبقه‌بندی می‌کند و سپس در نگاهی جامع با طرح فرضیه‌های بدیع نظیر قرار داشتن احادیث در سیاق مبارزه با قیاس یا تلاش برای تثبیت امامت اهل‌بیت نشان می‌دهد که این نصوص لزوما گویای شریعت حداکثری نیستند. بررسی معارض‌های جدی مانند نصوص عفو نیز ثابت می‌کند که اتکا به روایات در این زمینه با چالش‌های دلالی و سندی متعددی روبه‌رو است. در نهایت این پژوهش با پرهیز از کلی‌گویی و با بازخوانی انتقادی میراث گذشته راه را برای خوانش‌های جدید از نسبت دین و زندگی و تشخیص مرزهای دقیق قانون‌گذاری الهی هموار می‌سازد.