ترامپ و فیلسوفان

نویسنده: لارس اسوندسن

مترجم: احمد امیرخلیلی

ناشر: انتشارات خوب

سال نشر: 1405

تعداد صفحه: 320

«ترامپ و فیلسوفان» نوشته لارس فردریک هندلر اسوندسن، کتابی است که از یک چهره سیاسی معاصر نه برای نوشتن زندگینامه یا داوری روزنامه‌نگارانه، بلکه برای طرح پرسش‌های قدیمی فلسفه سیاسی و اخلاقی استفاده می‌کند. ایده اصلی اثر این است که دونالد ترامپ، هرچند خود شخصیتی فلسفی به معنای متعارف کلمه نیست، می‌تواند همچون یک نمونه مطالعاتی یا آزمایش فکری عمل کند؛ یعنی نویسنده از «پدیده ترامپ» بهره می‌گیرد تا نشان دهد فیلسوفان بزرگ تاریخ درباره قدرت، رهبری، فضیلت، قانون، آزادی و مسئولیت چه گفته‌اند. کتاب با این پرسش پیش می‌رود که اگر متفکرانی از افلاطون و ارسطو تا آگوستین، توماس آکویناس، ماکیاولی، نیچه و سیمون دوبووار با چنین چهره‌ای روبه‌رو می‌شدند، او را چگونه ارزیابی می‌کردند. اسوندسن در هر فصل ابتدا معیارهای یک فیلسوف برای حکمرانی خوب یا زندگی سیاسی درست را توضیح می‌دهد و سپس این معیارها را با سبک رهبری، گفتار عمومی و تصویر سیاسی ترامپ مقایسه می‌کند. به همین دلیل، کتاب بیش از آنکه درباره جزئیات سیاست آمریکا باشد، درآمدی فشرده و امروزی بر تاریخ اندیشه سیاسی است. یکی از محورهای اصلی اثر، مفهوم فضیلت سیاسی است. نویسنده نشان می‌دهد سنت‌های فلسفی، با وجود اختلاف‌های جدی، معمولا بر چند ارزش مشترک تأکید کرده‌اند: احترام به قانون، خویشتنداری، عقلانیت، مسئولیت‌پذیری، صداقت عمومی و توجه به خیر مشترک. از نگاه اسوندسن، بسیاری از فیلسوفان کلاسیک حاکم خوب را کسی می‌دانستند که نه‌فقط در کسب قدرت، بلکه در مهار نفس، تشخیص مصلحت عمومی و حفظ نظم سیاسی توانمند باشد. در این چارچوب، ترامپ به‌عنوان نمونه‌ای بررسی می‌شود که با الگوهای رایج فضیلت سیاسی فاصله دارد و همین فاصله، امکان توضیح روشن‌تر آن الگوها را برای خواننده فراهم می‌کند. بخش مربوط به ماکیاولی از قسمت‌های قابل توجه کتاب است، زیرا نویسنده با برداشت رایج و ساده‌انگارانه از ماکیاولی فاصله می‌گیرد. در تصور عمومی، ماکیاولی گاهی نماد بی‌اخلاقی سیاسی دانسته می‌شود، اما اسوندسن یادآوری می‌کند او صرفا مدافع قدرت‌طلبی بی‌قاعده نبود. ماکیاولی برای ثبات دولت، آینده‌نگری، توان تصمیم‌گیری و شناخت واقعیت‌های قدرت اهمیت زیادی قائل بود. بنابراین، نویسنده استدلال می‌کند حتی از دید ماکیاولی نیز موفقیت سیاسی فقط در جنجال‌آفرینی یا غلبه موقت خلاصه نمی‌شود، بلکه به توانایی حفظ نظم و اداره موثر امور وابسته است. کتاب همچنین جنبش‌های سیاسی هوادار ترامپ را از زاویه‌ای فلسفی بررسی می‌کند. اسوندسن با الهام از سیمون دوبووار، مسئله آزادی و مسئولیت را مطرح می‌کند و می‌پرسد آیا برخی شکل‌های پیروی سیاسی می‌توانند راهی برای فرار از بار سنگین آزادی باشند. در این نگاه، افراد گاه به‌جای پذیرش پیچیدگی انتخاب و مسئولیت فردی، امنیت روانی را در وابستگی به یک رهبر یا هویت جمعی جست‌وجو می‌کنند. از سوی دیگر، با ارجاع به آگوستین، نویسنده این پرسش را پیش می‌کشد که آیا چنین پدیده‌هایی نشانه آشفتگی در سلسله‌مراتب ارزش‌های اخلاقی یک جامعه‌اند یا نه. اهمیت این بخش در آن است که موضوع را از سطح شعارهای روزمره فراتر می‌برد و آن را به مسئله‌ای درباره انسان، قدرت و میل به نظم تبدیل می‌کند. نقطه قوت کتاب در ایده خلاقانه و زبان نسبتا روشن آن است. اسوندسن می‌کوشد فلسفه را از فضای انتزاعی بیرون بیاورد و با نمونه‌ای آشنا برای مخاطب امروز توضیح دهد. همین انتخاب باعث می‌شود خواننده‌ای که شاید پیش‌تر علاقه‌ای به افلاطون، ارسطو یا آکویناس نداشته، از مسیر یک بحث معاصر با مفاهیم آن‌ها روبه‌رو شود. با این حال، محدودیت اثر نیز از همین ساختار می‌آید. چون کتاب تعداد زیادی فیلسوف را وارد بحث می‌کند، فرصت پرداخت عمیق به همه آن‌ها را ندارد و گاه نتیجه‌گیری‌ها فشرده و سریع به نظر می‌رسند. در مجموع، «ترامپ و فیلسوفان» را می‌توان کتابی درباره فلسفه رهبری دانست، نه صرفا کتابی درباره یک سیاستمدار. ارزش اصلی آن در این است که نشان می‌دهد فلسفه سیاسی هنوز زنده است و می‌تواند ابزار فهم پدیده‌های امروز باشد. ترامپ در این اثر بیشتر نقش آینه را دارد؛ آینه‌ای که در برابر آن، مفاهیمی مانند فضیلت، قدرت، قانون، آزادی و خیر عمومی دوباره معنا پیدا می‌کنند. خواننده حتی اگر با همه داوری‌های نویسنده موافق نباشد، می‌تواند از کتاب برای اندیشیدن دقیق‌تر درباره نسبت اخلاق و سیاست بهره ببرد.