دختر نیستی که بفهمی

نویسنده: علی سلطانی

ناشر: موسسه بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 152

کتاب «دختر نیستی که بفهمی» نوشته‌ی علی سلطانی، داستانی است عریان و بی‌پرده برای ترسیم زیست‌جهان دختران نسل جدید در جامعه‌ای که هنوز با تعاریف سنتی زنانگی و محدودیت‌های عرفی دست‌وپنج نرم می‌کند. این رمان فراتر از یک داستان خطی، یک مانیفست احساسی و اجتماعی است؛ فریادی از گلوی شخصیتی که می‌خواهد در میانه‌ی قضاوت‌ها، نگاه‌های سنگین و دیوارهای نامرئی، نه فقط زنده بماند، بلکه زندگی کند و هویت مستقل خویش را بازپس گیرد. داستان حول محور دختری از نسل دهه هشتاد به نام «درچیدا» می‌چرخد؛ شخصیتی که نماد نسلی است که میان آرزوهای مدرن و فشارهای سنت گیر افتاده است. نویسنده در این اثر با مسئله ی هویت و دیده شدن درگیر است. قهرمان داستان در شهری که ظاهری آرام اما باطنی پر از تنش و قضاوت دارد، به دنبال برداشتن نقاب‌هاست. اما این مسیر هموار نیست؛ حضور شخصیتی به نام «کیوان» به عنوان نماد غیرت کنترل‌گر و محافظه‌کاری دلسوزانه اما خفه‌کننده، درام اثر را شکل می‌دهد. کیوان، نماینده‌ی بخشی از جامعه است که آزادی را تهدید می‌پندارد و خیرخواهی را با محدودیت اشتباه گرفته است. سلطانی در این مجلد، به جای کلی‌گویی، دست روی زخم‌های پنهان و دردهای مگو می‌گذارد. او نشان می‌دهد که دختر بودن در این بستر جغرافیایی و فرهنگی، اغلب به معنای تحمل بار سنگین انتظارات دیگران است. دغذغه ی ی اصلی کتاب، تقابل میان «خود واقعی» و «خود مطلوب جامعه» است. روایتگر داستان، با زبانی که گاه به شعر نزدیک می‌شود و گاه به طغیان، از پارادوکس خندیدن در عین غم و قوی ماندن در اوج شکنندگی می‌گوید. تضاد بین نسل‌ها، به‌ویژه در رابطه‌ی مادر و دختر، لایه‌ی دیگری از واقعیت اجتماعی را عیان می‌کند؛ جایی که درک متقابل جای خود را به سکوت‌های اجباری می‌دهد. نثر رمان، ساده، روان و صمیمی است؛ گویی نویسنده روبروی مخاطب نشسته و بدون تکلف و پیچیدگی، واقعیت را بازگو می‌کند. این ویژگی باعث می‌شود که مخاطب بی‌واسطه با رنج‌ها، شادی‌ها و تردیدهای شخصیت اصلی هم‌ذات‌پنداری کند. «دختر نیستی که بفهمی» اثری است که می‌خواهد صدای خاموش بخشی از جامعه باشد که اغلب نادیده گرفته شده‌اند. این کتاب برای کسانی که می‌خواهند بدانند زیر پوست شهر و در خلوت دختران جوان چه می‌گذرد و چگونه امید و یأس برای ساختن آینده‌ای متفاوت در هم تنیده می‌شوند، روایتی تکان‌دهنده و آینه‌وار را پیش روی آن‌ها می‌گذارد.