بازی قدرت

نویسنده: دانیل استیل

مترجم: پرهام دارابی

ناشر: پرسمان

سال نشر: 1400

تعداد صفحه: 396

رمان «بازی قدرت»، اثر دانیل استیل، که از پرفروش‌ترین رمان‌های نیویورک تایمز بوده، یک داستان عاشقانه‌ی دلگرم‌کننده درباره‌ی عشق، خانواده و زندگی است. این رمان در پی به تصویر کشیدن زندگی خانواده‌های ثروتمند در مواجهه با بحران را دنبال می‌کند که در کنار آن به کنکاش در مسائلی همچون جاه‌طلبی، خیانت و بهایی که افراد برای رسیدن به اوج قدرت می‌پردازند، می‌پردازد. داستان حول محور دو شخصیت می‌گردد. از یک سو، فیونا کارسون، مدیرعامل یک شرکت چندملیتی و مدرن و یک مذاکره‌کننده‌ی سرسخت است که به عنوان یک مادر تنها، هر روز باید تعادل زندگی کاری و شخصی‌اش را حفظ کند. او نماد موفقیت در دنیای مردانه‌ی کسب‌وکار است، اما در عین حال، با خلأ و تنهایی عمیقی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در سوی دیگر، مارشال وستون قرار دارد؛ یک مدیر اجرایی جوان و بااستعداد که هدفش، خوشحال کردن و به ثمر رساندن زندگی سه فرزندش است. موفقیت و قدرت روزافزون مارشال در شغلش، شخصیت او را تقویت می‌کند، اما او با رازهایی که در اختیار دارد، می‌تواند زندگی خود و همسرش لیز را هر لحظه از بین ببرد. چندانکه زندگی او پس از یک ادعا، به آشوب کشیده می شود و او خود را میان دو زن گرفتار می‌بیند؛ دو ماری که دور گردنش پیچیده‌اند و او را فشار می‌دهند. مسیر زندگی این دو شخصیت زمانی در هم گره می‌خورد که یک بحران بزرگ، شرکت را تهدید می‌کند. در این میان، یک رابطه‌ی پیچیده و غیرمنتظره میان فیونا و مارشال شکل می‌گیرد؛ رابطه‌ای که نه تنها مرزهای میان زندگی حرفه‌ای و شخصی آن‌ها را در هم می‌شکند، بلکه هر دوی آن‌ها را وادار می‌کند تا با آسیب‌پذیری‌ها و رازهای پنهان خود روبه‌رو شوند. «بازی قدرت» اوج قلم زنی دنیل استیل است. اوخواننده را به دنیایی از جت‌های خصوصی، جلسات هیئت مدیره‌ی پرتنش و روابط عاشقانه‌ی تابو می‌برد. این کتاب، بررسی در این مسئله است که آیا می‌توان در اوج قدرت، همچنان به ارزش‌های انسانی پایبند ماند یا خیر. این اثر به خواننده نشان می‌دهد که در «بازی قدرت»، گاهی بزرگ‌ترین پیروزی، نه در به دست آوردن همه چیز، که در فهمیدن این است که چه چیزی واقعا اهمیت دارد.