زندگی دروغین بزرگ سال ها

نویسنده: النا فرانته

مترجم: زهرا شکوهی فر

ناشر: نقش و نگار

سال نشر: 1402

تعداد صفحه: 471

النا فرانته در «زندگی دروغین بزرگسال‌ها» مسیر پرتنش و گاهی وحشت‌آور تبدیل شدن یک دختر نوجوان به فردی که می‌تواند حقیقت را از دروغ تشخیص دهد را پیش روی خواننده می‌گذارد. جرقه‌ی اصلی روایت، جمله‌ی گزنده‌ی پدر است که جووانا را به عمه ویتوریا تشبیه می‌کند و در همان لحظه، امنیت و آرامش نسبی خانواده‌ی فرهیخته‌ی او فرو می‌ریزد. فرانته در این اثر با دقت نشان می‌دهد چگونه یک اظهار نظر گذرا می‌تواند کل جهان‌بینی نوجوان را تحت تأثیر قرار دهد و او را به سفری پر از کشف، شک و بازتعریف هویت بکشاند. ناپل در این رمان فقط یک پس‌زمینه‌ی شهری نیست؛ فرانته آن را به موجودی زنده تبدیل کرده که کوچه‌های باریک و محله‌های پایین‌شهرش پر از تضادهای طبقاتی، نفرت‌های خانوادگی و اسرار پنهان است و این تضادها مستقیم بر رشد روانی و اخلاقی جووانا اثر می‌گذارند. در این رمان فرانته توجه ویژه‌ای به تعادل میان ظاهر و واقعیت دارد؛ چهره و بدن نه تنها ابزار زیبایی‌شناختی بلکه نماد قدرت، قدرت‌طلبی و حتی فریب هستند. جووانا با عبور از دنیای کودکی و مواجهه با واقعیت‌های تلخ بزرگسالان، درمی‌یابد که والدینش، کسانی که تا دیروز معیارهای اخلاق و صداقت او بودند، خود درگیر دروغ، خیانت و خودفریبی‌اند. این مواجهه با حقیقت، بلوغی پیچیده و تلخ را رقم می‌زند؛ بلوغی که در آن نوجوان نه فقط به تغییرات فیزیکی و احساسی خود فکر می‌کند، بلکه باید معنای اعتماد، وفاداری و حقیقت را در دنیایی پر از ریا بیاموزد. فرانته با روایت اول شخص و تمرکز بر احساسات و درونیات جووانا، ضرب‌آهنگ روانی نوجوان را در تقابل با واقعیت‌های اجتماعی و خانوادگی بازسازی می‌کند و خواننده را در میان این آشفتگی عاطفی و اخلاقی رها نمی‌کند. یکی دیگر از وجوه برجسته رمان، تقابل طبقات اجتماعی و شکاف‌های نسلی است که در ناپل ملموس می‌شود. فرانته با انتقال جووانا از «بالای شهر» به «پایین‌شهر» و معرفی عمه ویتوریا، نه تنها تضاد اقتصادی و فرهنگی را به تصویر می‌کشد، بلکه نشان می‌دهد که این شکاف‌ها چگونه رفتارها، تصمیم‌ها و حتی اخلاقیات افراد را شکل می‌دهند. هر ملاقات و هر کشف جدید، جووانا را از تصویر ایده‌آل‌شده‌ی بزرگسالان دورتر و به واقعیت‌های تلخ نزدیک‌تر می‌کند. او می‌آموزد که بلوغ چیزی جز درک ماهیت پیچیده‌ی انسان‌ها و مواجهه با دروغ‌های نهان‌شده در روابط انسانی نیست و هر تصمیم و انتخابی، چه کوچک و چه بزرگ، می‌تواند مسیر زندگی او را دگرگون کند. فرانته ساختار روایت را به گونه‌ای تنظیم کرده که رشد شخصی و بازتعریف هویت جووانا با کشف رمز و رازهای خانوادگی و اجتماعی عجین شود. تغییر نگاه جووانا به بدن، جنسیت و قدرت شخصی، تبدیل به ابزاری برای عبور از محدودیت‌ها و انتظارات خانواده می‌شود و استعاره‌ی تظاهر و دروغ در سراسر رمان جریان دارد؛ از رابطه‌ی میان والدین و فرزند گرفته تا تعامل با محله‌ها و دیگر شخصیت‌ها. «زندگی دروغین بزرگسال‌ها» تصویری زنده و گاهی تلخ از فرآیند بلوغ ارائه می‌دهد؛ بلوغی که در آن نوجوان ناچار است میان عشق، نفرت، صداقت و ریا مسیر خود را پیدا کند و از دل دروغ‌های پیرامون، هویت واقعی خود را بیرون بکشد.