وقتی بن پستانکش را کنار می گذارد

Ben Gives Up His Dummy

۲۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

بن خیلی پستانک دوست داشت و همیشه‌ی خدا یک پستانک توی دهانش بود. تا اینکه یک روز مامان گفت: «بن، تو حالا دیگر بزرگ شده‌ای. فکر کنم وقتش رسیده که پستانک را کنار بگذاری». بن پرسید: «خب، حالا باید چه‌کار کنم، مامانی؟»

تعداد صفحه
۲۴
شابک
۹۷۸۶۲۲۳۳۶۱۳۷۱
سال نشر
۱۴۰۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.