اشباح داروین

نویسنده: آریل دورفمن

مترجم: فرزانه دوستی

ناشر: انتشارات خوب

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 294

«اشباح داروین» کتابی نوشته آرویل دورفمن، نویسنده آمریکایی است. این اثر در دسته ادبیات داستانی با موضوعی اسرارآمیز و معمایی قرار می‌گیرد. نویسنده این رمان که به دلیل نوشتن کتاب «مرگ و دوشیزه» شهرت دارد این اثر را با نگاهی فلسفی به مساله بلوغ در نوجوانان نوشته است. فیتزروی متولد سال 1967 با جری، پدرش و مارگارتا مادر خود زندگی می‌کند. او دو برادر به نام‌های هیو و ویک دارد. داستان «اشباح داروین» از روز تولد چهارده سالگی فیتزروی فاستر در 11 سپتامبر 1981، آغاز می‌شود زیرا عکس تولد فیتزروی زندگی پسر چهارده ساله را تغییر می‌دهد. پدر فیتزروی عکس‌های تولد او را با پولاروید چاپ می‌کند و در همه تصاویر شخص دیگری نیز که کسی او را نمی‌شناسد و غریبه است در عکس ظاهر می‌شود. تصویر مرد غریبه روی عکس فیتزروی افتاده و اندام پسر چهارده ساله را در بر گرفته است. زندگی پسرک پس از این اتفاق درگیر پیدا کردن مردی می شود که در عکس او حضور دارد. مرد ظاهر شده در عکس، سرخپوست پاتاگونیایی است که با توجه به لباس‌ها و شکل ظاهری که دارد به نظر می‌رسد مردی متعلق به قرن نوزدهم است. فیتزروی پس از تولد چهارده سالگی دچار سردردهای مداوم می‌شود اما مراجعه او به پزشک و انجام آزمایش‌های گوناگون سلامتی کامل او را تایید می‌کند. فیتزروی به این نتیجه می‌رسد که سردردها بی‌ارتباط با عکس‌های روز تولد او نیستند بنابراین پژوهش‌ها و جست‌وجوهایی را آغاز می‌کند که به شناخت او از گذشته و تاریخ خود منجر می‌شود. تلاش‌های فیتزروی برای پیدا کردن هویت خود و مردی که در عکس حضور دارد با سفرهای فراوان و تا سن بیست‌ویک سالگی ادامه پیدا می‌کند و در این میان دختری به نام کامیلا هم که او را از نوجوانی می‌شناسد با فیتزروی همراه است. نویسنده این رمان را با محوریت این سوالات اساسی نوشته که ما چه کسی هستیم و چه کاری برای خود می‌توانیم انجام دهیم؟