مهراز و شاه آشور

نویسنده: فرناندو آرابال

مترجم: شهرام زرگر

ناشر: دیدآور

سال نشر: 1403

تعداد صفحه: 72

فرناندو آرابال، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تئاتر ابزورد، در "مهراز و شاه آشور" کاوشی سورئال و تحریک‌آمیز از قدرت، هویت و تمدن ارائه می‌دهد. این نمایشنامه که نخستین بار در سال ۱۹۶۷ اجرا شد، شاهکاری در تئاتر آوانگارد است که طنز سیاه، تصاویر گروتسک و اندیشه‌ورزی فلسفی را در هم می‌آمیزد. آرابال، که عمیقا تحت تأثیر «تئاتر شقاوت» آنتونین آرتو قرار داشت، تجربه‌ای نمایشی خلق می‌کند که هم رویایی و هم تکان‌دهنده است و مخاطب را به تأمل و سرگشتگی وامی‌دارد. نمایشنامه در جزیره‌ای متروکه می‌گذرد و بر تعامل دو شخصیت تمرکز دارد: مهراز (مهندس مهراز)، ساکن بدوی جزیره، و شاه، غریبه‌ای که پس از سقوط هواپیما وارد این محیط ناشناخته می‌شود. شاه که در ابتدا خود را برتر و مسلط می‌داند، نقش فرمانروایی خداگونه را بر عهده می‌گیرد و می‌کوشد مهراز را با مفاهیم تمدن آشنا کند. اما با پیشرفت نمایش، این توازن قدرت پیوسته دگرگون می‌شود-در لحظاتی، مهراز به استاد تبدیل شده و شکنندگی و توهم‌آمیز بودن هویت ساخته‌شده‌ی شاه را آشکار می‌کند. شخصیت‌ها با اجرای نقش‌های تاریخی و اسطوره‌ای، از عیسی مسیح تا ناپلئون، تاریخ بشر و ساختارهای اجتماعی را به شکلی گروتسک و پوچ تقلید می‌کنند. نمایشنامه در مرز میان وحشیگری و لطافت، کمدی و وحشت در نوسان است و سرانجام به رویارویی نهایی منتهی می‌شود که پرسشی بنیادین درباره ماهیت وجود انسان مطرح می‌کند. "مهراز و شاه آشور" تأملی عمیق درباره پویایی قدرت است. آرابال تمدن را به چالش می‌کشد و آن را نه به‌عنوان پیشرفتی طبیعی، بلکه توهمی برساخته از سلسله‌مراتب‌های قراردادی به تصویر می‌کشد. جابه‌جایی مداوم نقش‌ها بین شخصیت‌ها، ناپایداری و گذرا بودن قدرت را نشان می‌دهد، مفهومی که نمایشنامه آن را به نقدی بنیادین بر ساختارهای اجتماعی گسترش می‌دهد. هویت و نقش‌آفرینی نیز از مضامین کلیدی نمایشنامه هستند. هر دو شخصیت در طول نمایش نقش‌های مختلفی را بر عهده می‌گیرند و مرز میان واقعیت و توهم را محو می‌کنند. آرابال نشان می‌دهد که هویت نه امری ذاتی، بلکه محصول زبان، حافظه و انتظارات اجتماعی است. در عین حال، نمایشنامه نقدی تند بر استعمار و امپریالیسم فرهنگی ارائه می‌دهد. شاه که نمادی از تمدن غربی است، ارزش‌های خود را بر مهراز تحمیل می‌کند و الگویی آشنا از سلطه تاریخی را بازآفرینی می‌کند. اما آرابال با وارونه کردن این استعاره‌ها، پوچی اقتدار شاه را برملا می‌سازد و به بی‌ثباتی ایده تمدن اشاره می‌کند. "مهراز و شاه آشور" تصویری کابوس‌وار و در عین حال طنزآلود از تلاش بی‌پایان انسان برای معنا، قدرت و سلطه است. آرابال با زبانی ابزورد، تصاویر تکان‌دهنده و ژرف‌نگری فلسفی، اثری خلق می‌کند که هم آزاردهنده و هم تفکربرانگیز است. نمایشنامه با پرداختن به مفاهیمی همچون تمدن، قدرت و هویت، همچنان اثری معاصر و تأثیرگذار باقی مانده و جایگاه خود را به‌عنوان یکی از درخشان‌ترین آثار تئاتر آوانگارد حفظ کرده است.