در مدار

نویسنده: سامانتا هاروی

مترجم: ابوالفضل نصری

ناشر: کتابسرای تندیس

سال نشر: 1403

تعداد صفحه: 180

رمان «در مدار» نوشته‌ی سامانتا هاروی، سفری است در مدار زمین، اما آنچه این اثر را از دیگر داستان‌های علمی‌تخیلی یا فضانوردانه متمایز می‌کند، نه تجهیزات پیچیده‌ی فنی است و نه بحران‌های پرهیجان بقایی، بلکه تأملی عمیق و کم تر گفته شده بر زندگی، زمان، و فاصله. هاروی در این رمان کوتاه اما اندیشمندانه، تجربه‌ی شش فضانورد را در ایستگاه فضایی بین‌المللی طی یک شبانه‌روز روایت می‌کند؛ تجربه‌ای که به‌ظاهر در سکوت و خلأ می‌گذرد، اما در درون، لبریز از تلاطم و بازتابی از زمین و انسان است. داستان، ساختاری خطی ندارد. ماجرا از جایی آغاز نمی‌شود که به‌وضوح قابل اشاره باشد و به نقطه‌ای مشخص هم ختم نمی‌شود. در عوض، هاروی با لحنی مراقبه‌گونه، ذهن و نگاه فضانوردانی را دنبال می‌کند؛ در یک ایستگاه فضایی در فاصله دویست و پنجاه مایلی زمین که از هفده‌هزار ماژول متصل به‌هم ساخته شده و هفده و نیم هزار مایل بر ساعت سرعت دارد. آن‌ها آخرین شش نفر از میان فضانوردانی بی‌شمار هستند که در حال چرخش به دور زمین‌اند هر نود دقیقه یک بار، طلوع و غروب را می‌بینند، قاره‌ها را از بالا می‌نگرند، و با فاصله‌ای سرد اما شفاف، به خانه نگاه می‌کنند. این تکرار و چرخش، بیانی است از زندگی، از بازگشت دائمی ما به پرسش‌های حل‌نشده: ما کی هستیم؟ به کجا می‌رویم؟ و چرا این‌قدر به زمین چسبیده‌ایم، حتی وقتی از آن دوریم؟ در طول این ۲۴ ساعت، فضانوردان با امور روزمره‌ی خود مشغول‌اند: بررسی ابزارها، آزمایش‌ها، مکالمات برنامه‌ریزی‌شده با زمین. اما نویسنده به‌جای تمرکز بر رویدادهای بیرونی، به درون شخصیت‌ها می‌پردازد. هرکدام از آن‌ها با چیزی در زمین درگیرند-فرزندی که منتظر تماس است، معشوقی که دور مانده، یا خاطره‌ای از خانه‌ی کودکی. این پیوندهای عاطفی، در دل خلأ فضا، پررنگ‌تر و ملموس‌تر می‌شوند. تضاد میان سکون محیط و حرکت ذهنی و احساسی شخصیت‌ها، از نقاط قوت برجسته‌ی کتاب است. هاروی به شکل استادانه‌ای از زبان استفاده می‌کند؛ نثر او موج‌دار، نرم و مراقب است. گویی خود زبان نیز در بی‌وزنی شناور شده. او کمتر به توصیف‌های فنی می‌پردازد و بیشتر از طریق تصویرسازی‌های شاعرانه، تجربه‌ی ایستگاه فضایی را به خواننده منتقل می‌کند. زمین در نگاه فضانوردان، گاه همچون یک نقاشی در حال حرکت است، گاه همچون موجودی زنده و شکننده. در همین تصویرهاست که مضمون اصلی رمان شکل می‌گیرد: وابستگی ما به جهانی که در عین زیبایی، آشفته و ناآرام است. «در مدار»، کتابی‌ست برای خواننده‌ای که به دنبال حادثه یا هیجان نیست، بلکه می‌خواهد مکث کند، از بالا نگاه کند و شاید برای لحظه‌ای، خود را در سکوتی میان زمین و آسمان بازیابد. سامانتا هاروی، در این اثر، موفق می‌شود با کمترین کنش بیرونی، بیشترین تأمل را برانگیزد. رمانی است که بیشتر احساس می‌شود تا خوانده شود، و تا مدت‌ها پس از پایانش، در ذهن باقی می‌ماند.