کسی نظر کرده آسمان نیست

نویسنده: اریش ماریا رمارک

مترجم: اژدر انگشتری

ناشر: افق

سال نشر: 1404

تعداد صفحه: 360

کتاب «کسی نظر کرده آسمان نیست» (با عنوان اصلی آلمانی Der Himmel kennt keine Günstlinge و عنوان انگلیسی Heaven Has No Favorites) اثر اریش ماریا رمارک، یکی از نویسندگان برجسته آلمانی قرن بیستم، داستانی عمیق و تأثیرگذار درباره زندگی، عشق و مرگ در سایهٔ بحران‌ها و شرایط دشوار است. رمارک که به‌ویژه با رمان ضد جنگ «در جبهه غرب خبری نیست» شناخته می‌شود، در این اثر نیز به جستجوی معنا، امید و زیبایی‌های زندگی در شرایطی که مرگ و خطر در کمین است، پرداخته است. رمان داستان عشق و رابطه عمیق دو شخصیت اصلی، لیلیان دونکرک و کلرفیت، را روایت می‌کند. لیلیان که زن جوان و زیباست، از بیماری لاعلاج سل رنج می‌برد و در یک آسایشگاه در کوه‌های آلپ سوئیس بستری است. در همین مکان است که او با کلرفیت، راننده مسابقات اتومبیل‌رانی که به ملاقات همکار بیمار خود آمده، آشنا می‌شود. این دو شخصیت در مواجهه با مرگ-یکی به دلیل بیماری و دیگری به خاطر شغل پرخطرش-رابطه‌ای عاشقانه و پرشور را آغاز می‌کنند و تصمیم می‌گیرند باقی‌مانده عمر کوتاه خود را با شور و اشتیاق زندگی کنند. این سفر عاشقانه به شهرهای مختلف اروپا همچون پاریس و رم، پر از لحظات هیجان‌انگیز و عاطفی است. در این رمان، رمارک به بررسی مضامین کلیدی همچون زندگی در سایه مرگ، عشق و زمان محدود، جستجوی معنا و آزادی در شرایط دشوار می‌پردازد. شخصیت‌ها با آگاهی از محدودیت زمان، تلاش می‌کنند تا لحظات خود را به بهترین شکل ممکن زندگی کنند. همچنین، کتاب به نوعی نقد بی‌تفاوتی و پوچی دنیا می‌پردازد؛ عنوان کتاب به این اشاره دارد که آسمان یا سرنوشت هیچ تبعیضی قائل نمی‌شود و رخدادهای زندگی به‌طور تصادفی و بی‌رحمانه پیش می‌روند. «کسی نظر کرده آسمان نیست» رمانی است که به خواننده نشان می‌دهد چگونه عشق، آزادی و پذیرش مرگ می‌توانند به زندگی در شرایط سخت معنای جدیدی ببخشند. رمارک در این اثر، به‌ویژه با تمرکز بر روان‌شناسی شخصیت‌ها، به شکلی عمیق و انسانی به تأثیرات زندگی در شرایط بحرانی می‌پردازد. این رمان نه‌تنها یک داستان عاشقانه است، بلکه اثری است که خواننده را به تفکر دربارهٔ معنا، زندگی و مرگ در دنیای پیچیده خود می‌کشاند.