کانت و مسئله متافیزیک

نویسنده: مارتین هایدگر

مترجم: عقیل فولادی

ناشر: نگاه معاصر

سال نشر: 1403

تعداد صفحه: 380

فیلسوف مشهور مارتین هایدگر در "کانت و مسئله متافیزیک" به‌طور عمیق با کار امانوئل کانت درگیر می‌شود و به‌ویژه بر "نقد عقل محضگ کانت و پیامدهای آن برای متافیزیک تمرکز می‌کند. هایدگر نقش محوری کانت را در شکل‌دهی مسیر فلسفه مدرن، به‌ویژه در نحوه برخورد آن با ماهیت دانش، واقعیت، و محدودیت‌های فهم انسانی، بررسی می‌کند. این کتاب تحقیقی عمیق در مورد تغییر فلسفی است که کانت آغاز کرد، تغییری که هایدگر استدلال می‌کند هنوز با چالش‌های اصلی متافیزیک معاصر طنین‌انداز است. خوانش هایدگر از کانت منحصربه‌فرد است و به‌جای اینکه صرفا ایده‌های کانت را ترسیم کند، بر «مسئله متافیزیک» تأکید می‌کند. هایدگر از این منظر تلاش می‌کند تا پرسش‌های اساسی را که فلسفه کانت درباره ماهیت هستی، ذهنیت و عینیت مطرح می‌کند، آشکار کند. تحلیل‌های هایدگر هم نقدی است بر آثار کانت و هم تأملی در مورد اینکه چگونه رویکرد کانت به متافیزیک به پرسش‌های فلسفی جاری در دوران مدرن کمک می‌کند. هایدگر با بررسی ساختار پروژه انتقادی کانت شروع می‌کند، که او آن را تلاشی برای حل تنش بین دانش تجربی و شرایط استعلایی می‌داند. از نظر کانت، دانش متافیزیکی همیشه در مرز درک انسان قرار داشته است. هایدگر برداشت کانت از «نومنون» یا «چیز در خود» را برجسته می‌کند، چیزی که کانت ادعا می‌کند فراتر از تجربه حسی ما است، اما همچنان درک ما از جهان را ساختار می‌دهد. هایدگر به‌ویژه به پیامدهای این «چیز در خود» برای ماهیت هستی توجه دارد. او استدلال می‌کند که محدودیت‌های کانت در دانش بشری، پرسش‌های متافیزیکی را بی‌پاسخ یا مبهم می‌گذارد. با این کار، فلسفه کانت مسئله اساسی متافیزیک را آشکار می‌کند: چگونه می‌توانیم چیزها را آن‌طور که واقعا هستند بدانیم، اگر تحت شرایط ادراک و درک خود محدود باشیم؟ هایدگر همچنین پیامدهای نظریه‌های کانت را در مورد زمان، مکان و خود بررسی می‌کند و معتقد است که در حالی که کانت چارچوبی برای درک تجربه انسانی فراهم می‌کند، اما تحقیقات متافیزیکی درباره وضعیت نامطلوب انسان را رها می‌کند. هدف هایدگر بازگشت به پرسش از خود هستی است، مضمونی که در سرتاسر آثار او جاری است و او این کار را با تفسیر و نقد دقیق ایده‌های کانت در این متن انجام می‌دهد. موضوع اصلی "کانت و مسئله متافیزیک"، خود گمتافیزیک" است. هایدگر بررسی می‌کند که چگونه فلسفه انتقادی کانت زمینه را برای بحث‌های فلسفی بعدی در مورد حدود متافیزیکی، به‌ویژه در زمینه ادراک و دانش بشری فراهم می‌کند. هایدگر نگران ناتوانی متافیزیک در دسترسی واقعی به هستی است، مشکلی که به‌اعتقاد او در فلسفه کانت و فراتر از آن وجود دارد. موضوع مهم دیگر "رابطه بین ذهنیت انسان و جهان" است. هایدگر این ادعای کانت را نقد می‌کند که ما هرگز نمی‌توانیم چیزها را آن‌طور که هستند بدانیم - ایده‌ای که تمام آثار کانت را در چارچوبی قرار می‌دهد که ما را از ماهیت نهایی واقعیت جدا می‌کند. هایدگر این جدایی را به چالش می‌کشد و برای درگیری مستقیم‌تر با خود هستی استدلال می‌کند که به‌اعتقاد او در مرکز تحقیقات متافیزیکی قرار دارد. این کتاب همچنین به "نقش تاریخی کانت" در توسعه فلسفه می‌پردازد، به‌ویژه در این که چگونه نقد کانت از متافیزیک بر متفکران بعدی، از جمله متفکران در سنت‌های پدیدارشناسی و وجودی تأثیر گذاشت. "کانت و مسئله متافیزیک" برای هر کسی که به فلسفه هایدگر علاقه‌مند است، به‌ویژه تفسیر او از تأثیر کانت بر تفکر مدرن، یک اثر ضروری است. هایدگر خوانشی عمیق و ظریف از کانت ارائه می‌دهد، محدودیت‌های چارچوب متافیزیکی کانت را نقد می‌کند و در عین حال خوانندگان را برای بازنگری در ماهیت هستی، دانش و ادراک به چالش می‌کشد. این اثر نه‌تنها بینش‌های ارزشمندی در مورد فلسفه کانت ارائه می‌دهد، بلکه به‌عنوان متنی بنیادی برای درک پروژه فلسفی خود هایدگر، به‌ویژه نگرانی مداوم او با مسئله هستی، عمل می‌کند.